ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٢٨ - فصل بيست و هشتم تشريح استخوان ساق
سختى روى زانو مىنشينند)، سپس اگر استخوان ران به داخل خم نگردد (شكل گود و قوسى)، گونهاى ديگر از كج روى بروز مىنمايد (و آن كم شدن فاصله بين دو پا مىباشد) [١] در نتيجه براى ايستادن واسطهاى (فرجهاى) [٢] كه بدان و از آن مايل شدن تحقق مىيابد، از بين مىرفت و پا تعادل خود را از دست مىداد.
در انتهاى تحتانى ران دو برآمدگى براى پيوند با زانو مىباشد، لذا بايد ابتدا درباره ساق سپس درباره مفصل سخن گوييم.
فصل بيست و هشتم: تشريح استخوان ساق
استخوان ساق نيز مانند ساعد از دو استخوان تشكيل گرديده است: يكى بزرگتر و بلندتر و آن استخوان داخلى ساق مىباشد كه بدان درشت نى مىگويند؛ و دومى كوچكتر و كوتاهتر به گونهاى كه با استخوان ران تماس پيدا نمىكند، بلكه پيش از رسيدن به آن كوتاه مىشود، البته در قسمت تحتانى همراه با درشت نى تا انتها امتداد مىيابد، و بدان نازك نى مىگويند، براى ساق نيز برآمدگى به خارج وجود دارد، سپس در قسمت تحتانى برآمدگى ديگرى به داخل ديده مىشود تا بدان ايستادن به خوبى و اعتدال تحقق يابد.
درشت نى، ساق حقيقى مىباشد [٣] و از استخوان ران كوچكتر آفريده شده است، زيرا دو انگيزه در اينجا وجود دارد: يكى براى افزايش بزرگى استخوان و آن استوارى و باربرى اندام فوقانى است؛ و انگيزه ديگر براى افزايش كوچكى استخوان و آن سبكى براى حركت كردن و از آنجا كه انگيزه دوم به هدف مقصود از استخوان ساق نزديكتر است، بدين منظور ساق كوچكتر آفريده شد و انگيزه اول به هدف مقصود از استخوان ران نزديكتر است، بدين منظور استخوان ران بزرگتر آفريده شد و به ساق اندازهاى متناسب اعطا گرديد بطورى كه اگر ساق اندكى بزرگتر از اين بود مانندِ بيماران فيل پا و دوالى
[١] اين حالت، يعنى: تضييق بين دو پا ضد واژه فحج مىباشد و به تعبير حكيم جيلانى از باب اطلاق ضد بر ضد مىباشد.
[٢] براى بلند شدن از زمين بايد فضايى براى كج شدن و سپس راست شدن وجود داشته باشد.
[٣] زيرا به ران متصل بوده و حمل كننده بدن مىباشد.