ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٤٦٥ - فصل بيستم تشريح ماهيچههاى حركتى انگشتان
عمل برگرداندن و روگرداندن مچ نيز توسط ماهيچههاى خم كننده و بازكننده انجام مىگيرد [١]) بدين گونه كه) هرگاه دو ماهيچه از آنها به صورت متقابل به شكل اريب حركت نمايند، [٢] بلكه ماهيچه پيوسته به استخوانِ كف جلوى انگشت كوچك نيز هرگاه به تنهايى حركت نمايد، پشت كف دست برگردانده مىگردد و اگر ماهيچه انگشت شست، كه درباره آن سخن خواهيم گفت، آن را كمك نمايد، برگرداندن پشت كف دست (به سوى زمين) كامل مىگردد و اگر ماهيچه پيوسته به مچ جلوى انگشت شست، به تنهايى حركت نمايد، كف دست، اندكى رو گردانده مىگردد [٣] و اگر همراه با ماهيچه انگشت كوچك (خنصرى)، كه درباره آن سخن خواهيم گفت، حركت نمايد كف دست به صورت كامل رو گردانده مىگردد. پس آن را بدان.
فصل بيستم: تشريح ماهيچههاى حركتى انگشتان
برخى از ماهيچههاى حركت دهنده انگشتان در استخوان كف دست قرار دارند و برخى ديگر در استخوان ساعد، اگر بنا بود همه بر استخوان كف دست گرد مىآمدند، دست به دليل تجمع گوشت بسيار بر آن سنگين مىگرديد.
از آنجا كه ماهيچههاى مچى [٤] از انگشتان دست دور مىباشند به ضرورت، وترهاى آن دراز بوده و به وسيله پردههايى كه از همه جوانب آن را در برگرفتهاند، محافظت مىگردند. اين وترها مدور بوده و از بافت مستحكمى برخوردار است و تا رسيدن به عضو [٥] عريض نمىشوند، وقتى به عضو رسيدند، پهن مىگردند تا بتوانند عضو حركت داده شده (توسط وتر) را به خوبى تحت پوشش كامل قرار دهند.
[١] ماهيچه جداگانه براى آن وجود ندارد.
[٢] مثلًا يك ماهيچه بازكننده و يك ماهيچه خم كننده حركت نمايند.
[٣] پيش از اين گفتيم كه مقصود ابن سينا از رو گرداندن، گرديدن كف دست (كه مو ندارد) به سوى زمين مىباشد.
[٤] مقصود از ماهيچههاى مچى، ماهيچههاى روى استخوان ساعد است كه وترهاى آن از روى مچ عبور مىكنند.
[٥] مفصل انگشتان مقصود است كه سُلامى ناميده مىشود.