ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٢٨٣ - فصل اول تعريف علم طب
آموزش اوّل [در تعريف علم طب و موضوعات آن]
فصل اول: تعريف علم طب
طب، دانشى است كه از آن، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستى و نبود آن، شناخته مىشود و هدف از آن، حفظ تندرستى موجود و تلاش براى بازگرداندن آن است هنگامى كه از دست مىرود.
خواننده مىتواند بر اين تعريف، خرده گيرد و بگويد: طب به دو شاخه نظرى و عملى تقسيم مىگردد و شما در تعريف خود با به كارگيرى واژه «دانش» تمامى طب را در شاخه نظرى آن خلاصه نموديد!
در پاسخ مىگويم: برخى از صنعتها هر دو جنبه نظرى و عملى را دارا مىباشند، حتى بخشى از فلسفه نيز چنين است، علم طب نيز به اقتضاى خود دو شاخه نظرى و عملى دارد و غرض از اين تعبير در هر علمى، چيزى است كه ما در اين گفتار در صدد تبيين آن در علوم ديگر نمىباشيم و تنها به بيان مقصود خود در علم طب بسنده مىكنيم.
مقصود ما از اين كه مىگوييم بخشى از طب، نظرى و بخش ديگرى از آن عملى است، اين نيست كه طب به دو بخش جداگانه تقسيم مىگردد، يك بخش آموزش علم طب و بخش ديگر عملياتى و كاربردى، چنان كه بسيارى از پژوهشگران در اين مورد چنين پندارى دارند، بلكه طب، فقط علم و دانش است كه به دو شاخه از طب تعلق دارد: بخش اول علم به قوانين و اصول، و بخش دوم علم به شيوه عمل و كاربرد كه به بخش اول، اطلاقِ علمى يا نظرى مىشود و به بخش دوم، اطلاقِ عملى.
بنا بر اين مقصود از شاخه نظرى آن است كه آموزش آن تنها جنبه علمى دارد و ارتباطى به نحوه عمل ندارد؛ به عنوان مثال در علم طب مىگويند: تبها بر سه گونهاند، و يا مزاجها نه گونهاند.