ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٤١ - فصل سوم نيروهاى طبيعى خدمت رسان
همچنين آنها را به مزاجى شايسته براى غذاى فعلى شدن تبديل مىنمايد. اين كنش نيروى هاضمه را در آنچه [١] مفيد است گوارش مىنامند، ليكن كنش آن در مواد دفعى [٢] به يكى از دو حالت انجام مىشود:
١. در صورت امكان، اصلاح آن به شكل مفيد [٣] براى بدن كه آن را نيز گوارش مىنامند؛ ٢. راه را براى تخليه آن مواد از عضو مانده در آن توسط فشار نيروى دافعه هموار نمايد (كه اين تسهيل براى تخليه چند گونه مىباشد) اگر غلظت قوام ماده دفعى مانع از تخليه آن از عضو است، نيروى هاضمه آن را رقيق مىگرداند و اگر رقت قوام آن مانع از تخليه است، نيروى هاضمه آن را غليظ مىگرداند و اگر چسبندگى ماده دفعى مانع از تخليه است، نيروى هاضمه آن را تقطيع مىنمايد؛ اين كنش [٤] نيروى هاضمه را پختن (نضج) مىنامند و گاه دو واژه گوارش (هضم) و پختن (نضج) به صورت مترادف استعمال مىشود.
نيروى دافعه، اين نيرو مواد زايدِ به جا مانده از غذا كه شايستگى تغذيه بدن را ندارد يا مواد اضافه بر نياز در تغذيه بدن يا موادى كه بدن از وجود آنها بىنياز مىباشد يا موادى كه از به كارگيرى آن در مصارف خواسته شده فراغت ايجاد شده مانند ادرار را از بدن دفع و پاكسازى مىنمايد.
نيروى دافعه، اين مواد زايد را (بطور طبيعى) از مسير و منفذهاى متعارف كه طبيعت براى آن مهيا نموده، دفع مىنمايد و در صورتى كه در آنجا منفذهاى آمادهاى نباشند، نيروى دافعه، مواد زايد بدن را از عضو برتر به عضو پستتر و از عضو سختتر به عضو سستتر، انتقال مىدهد. [٥]
هرگاه جهت دفع ماده زايد همان جهت ميل طبيعى آن باشد [٦] نيروى دافعه تا حد امكان از تصرف در تغيير جهت طبيعى خوددارى مىنمايد. [٧]
[١] يعنى در مواد غذايى.
[٢] مقصود از مواد دفعى، اخلاط ناصالح كه شايسته تشبيه به اعضا را ندارند.
[٣] يعنى در صورتى كه زياد از حد از طبيعى دور نشده و قابليت آماده شدن براى كنش نيروى مغيره در آن باشد.
[٤] يعنى ترقيق، تغليظ و تقطيع.
[٥] به دليل كاهش عوارض ماده بيمارى زا.
[٦] مانند رودهها براى خروج مدفوع.
[٧] مثلًا در صورت وجود گرفتگى در روده در بيمارى ايلاوس و آسيب شديد چون زخم، نيروى دافعه از مسير مرى با قىء، مواد زايد را دفع مىنمايد.