ترجمه قانون در طب - ابن سينا - الصفحة ٥٢٤ - فصل سوم تشريح وريد اجوف و رشتههاى بالا آمده از آن
٣. شاخه سوم كه بزرگترين است از روى بازو به سوى دست عبور مىكند و آن موسوم به وريد ابطى (زير بغلى) مىباشد.
آنچه از انشعاب نخست (وريد اجوف بالارو) به جا ماند كه يك فرد آن [١] به شاخههاى متعدد مزبور منشعب گرديد، به سوى گردن بالا مىرود و پيش از اين كه از گردن عبور كند به دو بخش تقسيم مىگردد: ١. وداج ظاهر؛ ٢. وداج غاير (پنهان).
وداج ظاهر در ضمن بالا رفتن از ترقوه به دو بخش تقسيم مىگردد:
يك بخش با جدا شدن به سوى جلو و (با انحراف به سوى) جانب مىرود؛
بخش دوم در ابتدا رو به جلو مىرود و اندكى پايين مىآيد، سپس بالا مىرود و رو مىآيد در حالى كه مجدداً از ترقوه آشكار مىگردد و بر آن حلقه مىزند، سپس بالا مىرود و رو مىآيد در حالى كه بر ظاهر گردن آشكار مىگردد، اين مسير ادامه دارد تا به بخش نخست ملحق گردد و با آن آميخته شود؛ در نتيجه از آميزش آن دو، وداج ظاهر معروف به وجود مىآيد.
از اين بخش پيش از آميخته شدن با بخش نخست دو رشته (دو زوج) [٢] جدا مىگردد:
١. يك رشته [٣] به صورت عرضى مىرود سپس در محل فرورفتگى پيوند دو ترقوه به هم مىرسند؛
٢. رشته دوم [٤] به صورت اريب بر سطح گردن آشكار مىگردد و دو فرد آن با هم تماس نمىيابند.
از اين دو زوج رشتههاى تار عنكبوتى منشعب مىگردد كه محسوس نمىباشد. [٥] ليكن گاه تنها از زوج دوم در جمله انشعابات آن، سه وريد محسوس و با اهميت، پراكنده مىگردد و ديگر انشعابات آن مشهود نمىباشد.
[١] مقصود شاخهاى از اجوف بالارو مىباشد كه گفته شد؛ اين وريد بزرگترين وريد قلب شمرده مىشود.
[٢] اين دو رشته به صورت دو زوج مىباشد، چنانچه در عبارات بعدى بدان تصريح مىشود.
[٣] يك فرد به جانبى و فرد ديگر به جانب ديگر.
[٤] اين رشته نيز چنانچه از عبارت «دو فرد آن با هم تماس نمىيابند» روشن مىشود، زوج مىباشد.
[٥] رشتهها بسيار نازك است مانند تار عنكبوت، براى تغذيه اعضايى كه جز اين دو زوج وريد ديگرى به آنها نمىرسد، تشكيل اين رشتهها پيش از آميختن و بعد از آن مىباشد.