ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨١ - ايمان، ميزان ارزشها
«پس هركس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده...»
همچنين احاديث بسيارى در باب اهمّيت ايمان و مؤمن به حدّ تواتر رسيدهاند، بگونهاى كه تنها مىتوان دراين مجال به پارهاى از آنها اشاره كرد:
الف- عمّار ساباطى مىگويد: از امام صادق عليه السلام درباره اهل آسمان پرسيدند كه آيا اهل زمين را مىبينند؟ امام عليه السلام فرمود:
«آنها جز مؤمنان را نمىبينند، زيرا مؤمن از نورى همچون نور ستارگان است.»
عرض شد: پس آنها زمينيان را مىبينند؟ امام عليه السلام فرمود:
«نه آنها نور او را هر كجا كه رود مىبينند»، سپس فرمود: «هر مؤمن در روز رستاخيز پنج ساعت دارد كه شفاعتش در آنها پذيرفته مىشود. [١]»
ب- به امام صادق عليه السلام عرض شد: چرا مؤمن، مؤمن ناميده شد؟ امام عليه السلام فرمود:
«زيرا خدا مؤمن را از نامهاى خود مشتقّ كرده است و چنين شخصى را مؤمن ناميده است. او مؤمن ناميده شده، زيرا از عذاب الهى در امان است و در روز رستاخيز براى ديگران امان مىخواهد و خداوند اين اجازه را بدو مىدهد و اگر او بخورد يا بياشامد يا برخيزد يا بنشيند يا بخوابد يا نزديكى كند يا از محلّى ناپاك بگذرد خداوند آن را از هفت زمين پاك مىگرداند و چيزى از ناپاكى آنها بدو نمىرسد. مؤمن در روز رستاخيز در كنار پيامبر اكرم قرار مىگيرد و از كنار كسى كه بر او خشم گرفته شده و مورد غضب الهى است به جز ناصبيان و مؤمنان گذر مىكند، حال آنكه او مرتكب گناه كبيره شده پس براى مؤمن منزلتى بزرگ مىبيند او مؤمن را در دنيا مىشناخته و نيازهاى او را برمىآورده است مؤمن با تكيه به خداوند عزّ وجلّ برمىخيزد و اين شخص را مىشناسد و به خدا عرض مىكند: خدايا! فلان بن فلان را بر من ببخشاى و خدا هم او را پاسخ مىدهد.»
[١] - بحارالانوار، ج ٦٤، ص ٦٣، روايت ٦.