ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧ - گزيده سخن
و نه تجلّيات، يا نشانهها و جزئيات آن توجّه كنيم.
امّا در بخش دوم، پيرامون حق به عنوان محور ايمان سخن خواهيم گفت، ايمان داشتن تنها به بخشى از حقيقت ايمان واقعى نيست و ادّعاى ايمان براى كسى كه ايمان او گنجايش هر حقى را نداشته باشد يك ادّعاى باطل است، زيرا ايمان حقيقى يعنى بيرون رفتن از زندان خويشتن و در آمدن به عرصه حق، كنار نهادن ملاك هوى و هوس و برگزيدن ملاك حق و هدايت.
همچنين درباره «حق» و اينكه حق بنياد ارزشها و محور ايمان است واز سوى خدا ارمغان شده به تفصيل سخن خواهيم گفت و بيان خواهيم داشت كه خداوند پاسدار حق است (كه با سخنان و يارى خود آن را پاس مىدارد) و اينكه حق، درونمايه كتاب خدا و رسالتهاى انبياست و حق ابزار آفرينش است و همچنين موضوعات ديگرى را كه حول و حوش محور حق مىگردند مطرح خواهيم كرد.
در بخش سوم به خواست خدا به گونهاى مفصّل پيرامون تسليمى سخن خواهيم گفت كه زير بناى ايمان است. اگر تسليم در برابر حق تسليمى قلبى و عملى نباشد چگونه حقيقت ايمان در جان آدمى كمال مىيابد؟ تسليم در آغاز و انجام براى خداست، ابراهيم نمونه و الگوى تسليم بوده است كه پسرش را تسليم خدا كرد و به امر الهى آهنگ ذبح فرزندش نمود.
تسليم در برابر حق، مظهر تسليم در برابر خداست و آن يعنى كنار زدن سنّتها و تعصّبات، چنانكه تسليم در برابر رسول اكرم صلى الله عليه و آله دليل تسليم در برابر خداست و تسليم در برابر سنن، قضا و قدر الهى دليل ديگرى بر آن است.
در مجموعه بخش چهارم، سخن پيرامون تقوا كه لباس و مظهر ايمان شمرده مىشود و اينكه ايمان همان روح تقوى است (ايمان به خدا و روز رستاخيز و رسول اكرم صلى الله عليه و آله) وانگيزشهايى كه تقوى را برمىانگيزاند (پاداش خداوندى براى پرهيزكاران، در دنيا و آخرت و ترسيدن از كيفر او براى ديگران در دنيا و آخرت) متمركز است.
ومهمترين بحث دراين فصل پيرامون حقايق تقواست كه همه صفات و نشانههاى پرهيزكاران را فرا مىگيرد.