ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٩ - الف- صفات پرهيزكاران
در صورتى كه بيمارى ندارند و مىگويد پرت و ديوانهاند در صورتى كه ديوانه نيستند، بلكه امر بزرگى با ايشان آميخته شده است، از كردار اندكشان خشنود نمىشوند و بسيار را بسيار نمىدانند، پس خود را متّهم سازند و از كردار خويش هراسانند، هرگاه يكى از آنان را بستايند از آنچه درباره او گفته شده مىترسد و مىگويد: من از ديگران به خود داناترم، و پروردگارم به من داناتر از من است. بارخدايا آنچه مىگويند بر من مگير و مرا برتر از آنچه مىپندارند بگردان و گناهان مرا كه نمىدانند ببخش.
نشانه يكى از پرهيزكاران آن است كه تو مىبينى در امر دين تواناست، در نرمى و خوشخويى دورانديش، در ايمان با يقين، در علم حريص، در بردبارى دانا، در توانگرى ميانه رو، در بندگى و عبادت فروتن است، در فقر و نيازمندى آراسته جلوه مىكند، در سختى شكيبا و حلال را جويا، در هدايت و رستگارى دلشاد، از طمع و آز دور هستند، با كارهاى شايستهاى كه به جا مىآورد ترسان است، در شب همّت او صرف سپاسگزارى است، و در بامداد ارادهاش ذكر و ياد مىباشد شب را به سر مىبرد در حالى كه از غفلت خويش هراسان است، روز از احسان و مهربانى خدا شادمان است.
اگر نفس او در آنچه كه مايل نيست با او سركشى كند خواهش آن را در آنچه دوست مىدارد انجام ندهد، روشنى چشم او در چيزى است كه جاودان است و بىرغبتيش در چيزى است كه باقى نمىماند، بردبارى را با دانش و گفتار را با كردار مىآميزد. او را مىبينى كه با آرزوى كوتاه، خطا و لغزش اندك، دل فروتن، نفس قانع، خوراك كم، كار آسان، دين محفوظ، شهوت و خواهش از بين رفته و خشم فرونشسته است، مردم به نيكويى او چشم داشته و از بديش آسودهاند.
اگر در بين مردم غافل و بىخبر باشد از زمره آگاهان به شمار مىرود اگر در آگاهان باشد در شمار اهل غفلت نيايد، ببخشايد كسى را كه به او ستم كند و احسان نمايد به كسى كه او را محروم گرداند و بپيوندد به آنكه از او جدا گردد، در