ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٢١ - دوم- يارى جستن از غير خدا
نگهدار است و اوست مهربانترين مهربانان.»
در اين لحظات حساسى كه انسان هرگونه اميد خود را در زندگى از دست مىدهد، در همين لحظات است كه ناگزير بايد از خدا يارى بجويد و امور خود را بدو واگذارد.
از امام صادق عليه السلام رسيده است كه فرمود:
«خداوند پيامبرى را براى مردمى برانگيخت و به او دستور داد تا با آنها به مقابله برخيزد پس او از ضعف و سستى، شكوه به درگاه الهى برد و خداوند عزّ وجلّ به او وحى كرد كه پس از پانزده سال، پيروزى نصيبش خواهد شد. او به اصحاب خود گفت:
خداوند عزّ وجلّ، مرا به مبارزه با اين جماعت دستور داده است ولى من از ضعف و سستى به درگاه او ناليدم. آنها در پاسخ گفتند: (لا حول ولا قوّة الّا باللَّه) هيچ توان و نيرويى نيست، مگر در پرتو خداوند متعال، پس او به آنها گفت: همانا خداوند عزّ وجلّ به من وحى كرده است كه پيروزى پس از پانزده سال، نصيبمان خواهد شد. آنها در پاسخ گفتند: (ما شاء اللَّه، لا قوّة الّا باللَّه) آنچه خدا خواهد همان خواهد بود و نيرو و توانى نيست، مگر با خدا. امام عليه السلام مىفرمايد: پس خداوند در همان سال، پيروزى بديشان رساند، زيرا ايشان، كار خود را به خدا واگذاردند و اين جمله را بر زبان راندند كه آنچه خدا خواهد همان شود و توان و نيرويى نيست مگر به خدا. [١]»
دوم- يارى جستن از غير خدا:
يكى از صفات منفى آدميان يارى جستن از غير خدا است. يوسف عليه السلام هنگامى كه از غير خدا يارى جست، شيطان ياد او را به فراموشى كشاند. خداوند مىفرمايد:
وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ [٢].
[١] - بحارالانوار، ج ٦٨، ص ١٥٨، روايت ٧٥.
[٢] - سوره يوسف، آيه ٤٢.