ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩٣ - چهارم- توكّل، تجلّى كننده اسماء خداوندى
نَعُودَ فِيهَا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ [١].
«پس از آن كه خدا ما را از كيش شما رهانيده است اگر بدان بازگرديم، بر خدا دروغ بسته باشيم و ما ديگر بار بدان كيش باز نمىگرديم، مگر آن كه خدا آن پروردگار ما خواسته باشد زيرا علم پروردگار ما بر همه چيز احاطه دارد. ما بر خدا توكّل مىكنيم. اى پروردگار ما! ميان ما و قوم ما به حق، راهى بگشا كه تو بهترين راهگشايان هستى.»
بدين ترتيب است كه وى درپىِ توكّل، براى فتح و پيروزى دعا مىكند.
چهار- حكم از آن كيست؟ آيا از آن خداوند يكتاى چيره نيست؟ پس مؤمنان بايد بر او توكّل كنند. اين يعقوب پيامبر عليه السلام است كه فرزندان خود را براى پيدا كردن يوسف و برادرانش مىفرستد، ولى پس از آن كه به ايشان دستور مىدهد هنگام وارد شدن به شهر پراكنده شوند، به ايشان مىگويد تا به خدا توكّل كنند، و ما از اين، دو مسأله را درمىيابيم:
١- اينكه توكّل بايد پس از انجام تصميمات مادىِ لازم باشد (همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «انديشه كن و آنگاه توكّل») لكن نبايد آدمى به اين ابزار مادى تكيه كلّى داشته باشد.
٢- توكّل، وسوسههاى شيطانىاى كه انسان را از تصميم گرفتن مناسب و در زمان مناسب باز مىدارد، از بين مىبرد. خداوند مىفرمايد:
وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَاتَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا للَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ [٢].
«گفت: اى پسران من! از يك دروازه داخل مشويد؛ از دروازههاى مختلف داخل شويد. و من قضاى خدا را از سر شما دفع نتوانم كرد و هيچ فرمانى جز فرمان خدا نيست. بر او توكّل كردم و توكّل كنندگان بر او توكّل كنند.»
بدين ترتيب است كه ارزش توكّل، در لحظات دشوار به عنوان يكى از ابعاد پيوند
[١] - سوره اعراف، آيه ٨٩.
[٢] - سوره يوسف، آيه ٦٧.