ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - نشانههاى مؤمن
پرستش خدا را به كمال رساندهاند و جانشان نيز با آن به كمال رسيده است- ارزشهاى ايمانى را در يكجا درمىيابيم، اگرچه سياق اين آيات با سياق ديگر آياتى كه آنها را يادآور شدهاند تفاوت دارد، ولى همگى از يك كانون نور مىافشانند.
دراين جا سخن از عبوديّت است كه آشكارترين تجلّيات آن تواضع مىباشد، اينكه بر زمين، آرام گام نهند بىهيچ تكبّر و غرورى و هيچ سرمستى و فخرى. تجلّيات اين اخلاق والا در دادن پاسخ سلام به سخن لغو جاهلان، جلوهگر مىشود.
امّا گوهر اين عبوديّت همان تجلّى در شب زندهداريهاى ايشان و ترس آنها از عذاب دوزخ است. در رفتار آنها تعادل رخ مىنمايد. آنها را مىبينيم كه هنگام انفاق نه زيادهروى مىكنند ونه خسّت به كار مىبرند (كه اين خود نشان دهنده صفت عبوديت در ميان آنهاست، زيرا آنها تابع هدايت عقل خويش هستند و در تصميمات اقتصادى و معيشتى خويش از هوى و هوس پيروى نمىكنند. عبوديت آنها با ورود زندگى سياسيشان به ولايت الهى و تسليم نشدن در برابر طاغوت و هر خداواره ديگرى كه در برابر خداوند پرستش مىشود، و نيز با تعهّد آنها نسبت به حقوق ديگران كه برجستهترين آنها محترم شمردن نفس و آبرو است، تجلّى مىيابد.
امّا در زمينه اجتماعى، اين عبوديت به صورت شهادت آنها به خدا و حق و اين كه هرگز شهادت باطل نمىدهند نمود مىيابد. رفتار آنها براساس حق است و لذا مشاهده مىكنيم هنگام گذر از لغو (و اقسام باطل اعمّ از غنا، ناسزا، مجادله ونظاير آن) با كرامت مىگذرند (و از انجام آن ابا و بلند همّتى مىورزند).
در زمينه فرهنگ، عبوديت آنها در برابر خدا با پذيرش سخن حق تجلّى مىيابد، پس هرگاه آيات خدايى بر ايشان ياد آورده شود بدان گوش فرامىدهند و از آن بهره مىبرند و گوشهايشان را از آن فرو نمىبندند.
ايشان با تمام اينها، پيوسته چشم به قلّه اتّكال دارند و براى فرزندان خود خواهان بهترين زندگى هستند و به درگاه خدايى دعا مىكنند كه آنها را پيشواى پرهيزكاران قرار دهد (اوج پرهيزكارى).
آنها در پرتو صبر توفيق اين همه ايمان را يافتند. آيا چنين نيست كه صبر براى