ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥١٠ - هيجدهم- نماز منافق، چونان كف زدن است
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً... [١].
«و دعايشان در نزد خانه كعبه جز صفير كشيدن و دست زدن هيچ نبود...»
عيّاشى به نقل از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مىگويد كه: «مقصود سوت زدن و كف زدن است. [٢]»
سعيد بن جبير مىگويد: قريش با پيامبر صلى الله عليه و آله در طواف، ناهمسويى و مخالفت مىكردند و به مسخرگى مىپرداختند، سوت و دست مىزدند پس اين آيه فرو آمد. [٣]
ث- امّا كافران، نماز را مسخره مىكردند اگرچه هر انسان معتدلى، فرد نجوا كننده با خداى خويش را احترام مىكند و آن را به شهادت عقل و فطرت، نوعى والايى مىشمارد.
خداوند درباره آنها مىفرمايد:
وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُواً وَلَعِباً... [٤].
«و چون بانگ نماز كنيد آن را به مسخره و بازپچه گيرند، زيرا مردمى هستند كه نمىانديشند...»
نوزدهم- كسانى كه نماز را تباه مىكنند:
الف- امّا كيفر كسانى كه نماز را تباه مىكنند و يا آن را كنار مىنهند، عدم توانايى مقابله با شهوات است. خداوند مىفرمايد:
فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ... [٥].
«سپس كسانى جانشينان ايشان شدند كه نماز را تباه ساختند و پيرو شهوات گرديدند...»
ب- گاهى ترك نماز، كمكم به تكذيب و دورى از راه راست منجرّ مىشود.
[١] - سوره انفال، آيه ٣٥.
[٢] - تفسير الميزان، ج ٩، ص ٨٦.
[٣] - تفسير الميزان، ج ٩، ص ٨٥.
[٤] - سوره مائده، آيه ٥٨.
[٥] - سوره مريم، آيه ٥٩.