ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤٠ - دوم- فروتنى و تسليم، گوهر دعا
به صفاى وحدانيّت با اخلاص دعا به درگاه الهى شد؟ چرا؟ زيرا بشر در آن هنگام، بدور از هر گونه خود فريبى و حجاب، با حق، روبرو شد و بدين ترتيب هنگام سختى و رنج بسيارى از مردم به همين صفا دست مىيابند و به درگاه الهى تسليم مىشوند و به عجز خود وقدرت خداوند اعتراف مىكنند، و همچنين به دروغ بودن آنچه در برابر خدا ادّعا مىكردند اقرار مىكنند. ولى قلب برخى بر اثر گناهانى كه مرتكب شدهاند زنگ زده است و ديگر نمىتوانند به درگاه الهى تضرّع كنند تا خداوند، دست آنها را بگيرد و بدين ترتيب به ژرفاى هلاكت، سقوط مىكنند.
پ- در آياتى همانند- در سوره اعراف- خداوند ما را به اين حقيقت، يادآورى مىكند؛ حقيقتى كه نزديكترين دليل فطرى بر توحيد است. و قرآن كريم با سخنانى همانند اين حقيقت را يادآور مىشود آنگاه كه مىفرمايد:
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ* ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَايَشْعُرُونَ [١].
«و ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم؛ شايد (به خود آيند، و به سوى خدا) بازگردند و تضرّع كنند سپس (هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نيكى (و فراوانى نعمت و رفاه) را به جاى بدى (ناراحتى و گرفتارى) قرار داديم؛ آنچنان كه فزونى گرفتند (همه گونه نعمت و بركت يافتند. و مغرور شدند) و گفتند: (تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم) به پدران ما نيز تنگدستى و توانگرى رسيد. چون چنين شد، آنها را ناگهان (به سبب اعمالشان) گرفتيم (مجازات كرديم) در حالى كه نمىفهميدند.»
ازا ين آيه درمىيابيم كه تضرّع، حكمت مصيبتهاى طبيعى و يا جنگهاى بشرى مىباشد.
امّتى كه از آن بهره برد همان امّتى است كه به برنامههاى رسالتى كه راه نجات و رهايى را دربردارند باز گشتهاند.
ت- خداوند مىفرمايد:
[١] - سوره اعراف، آيات ٩٤- ٩٥.