ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١٠ - دوم- چرا آنها شكر خداى را به جا نمىآورند
«آن كه شب را برايتان پديد آورد خداست تا در آن بياراميد و روز را روشنايى بخشيد. خدا فضل خويش را به مردم ارزانى مىدارد. ولى بيشتر مردم، سپاسگزار نيستند.»
با تدبّر در آيات قبل و بعد از اين آيه پيوند آن را با توحيد و دعا درمىيابيم.
ت- توحيد، شرافتى عظيم است و ما بايد خدا را به خاطر آن شكرگزاريم. اين شكرگزارى بايد از طريق اخلاص در بندگى خداوند، و كفر ورزيدن به طاغيان و جبّارانى كه مىكوشند انسانها را به بردگى گيرند، عملى شود. ولى بيشتر مردم به خدا شرك مىورزند و به نسبتهاى گوناگون تابع و پيرو حكم جبت و طاغوت مىگردند.
خداوند مىفرمايد:
وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللَّهِ مِن شَيْءٍ ذلِكَ مِن فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَشْكُرُونَ [١].
«من از آيين پدرانم ابراهيم، اسحاق و يعقوب پيروى كردم. براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم؛ اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است؛ ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمىكنند.»
ث- بيشتر مردم، براى وسايل زندگى فراهم آمده، شكر خداى را به جاى نمىآورند، واز احكام شريعت در زندگى خود پيروى نمىكنند. خداوند مىفرمايد:
وَلَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ [٢].
«ما تسلّط، مالكيّت و حكومت بر زمين را براى شما قرار داديم و انواع وسايل زندگى را براى شما فراهم ساختيم؛ امّا كمتر شكرگزارى مىكنيد.»
ج- بدين ترتيب ابليس، طبيعت آدمى را شناخته است و به همين سبب از روز نخست و پس از آنكه از سجده در برابر آدم، سرباز زد به خداوند عرض كرد كه: (چنانكه قرآن براى ما گزارش مىكند):
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ
[١] - سوره يوسف، آيه ٣٨.
[٢] - سوره اعراف، آيه ١٠.