ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٥ - چهارم- فرمانبرى و تقوى
تقوى، مراعات حدود خداوند سبحان به ويژه در احكام ثابت و اطاعت از او و تعهّد به اوامر صادره از سوى رهبرى بويژه در مسايل متغيّر سياسى، را از مؤمنان مىخواهد و اين آيه كه سوره انفال با آن آغاز مىشود بيانگر اين است كه اصلاح امور فى مابين و ساختن جامعهاى استوار به دو امر، نيازمند مىباشد:
اوّل- تعهّد هركس به احكام شرعى ثابت (مثلًا حقوق ديگران).
دوم- پيروى هر يك از اوامر رهبرى شرعى (در رويدادهايى كه تحقّق مىيابد همچون شيوه دفاع از كشور). از همين روست كه خداوند اوّل به تقوى فرمان مىدهد و آنگاه به اطاعت، چنانكه- ميان اين و آن- به در نظر گرفته شدن محور ساختار جامعه نيز كه همان اصلاح امور فىمابين است فرمان مىدهد.
ب- اين تكامل، بين حدود الهى و شريعتهاى ثابت و بين اوامر پيامبر اكرم و اطاعت از او بويژه در مسايل متغيّر مربوط به امنيّت و تهديدات، قرار دارد؛ همچنين اين تكامل را مىتوان در زبان بيشتر پيامبران عليهم السلام يافت، مثلًا عيسى بن مريم عليه السلام مىفرمايد:
... وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِن رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ [١].
«... با نشانى از پروردگارتان نزد شما آمدهام. از خداى بترسيد (تقوا پيشه كنيد) و از من اطاعت كنيد.»
پ- و بدين ترتيب نوح نبى عليه السلام (در سوره شعراء آيه ١٠٨)، و هود نبى عليه السلام (در سوره شعراء آيه ١٢٦)، صالح نبى عليه السلام (در سوره شعراء آيه ١٤٤)، لوط نبى عليه السلام (در سوره شعراء آيه ١٦٣) و شعيب نبى عليه السلام (در سوره شعراء آيه ١٧٩) همگى يك سخن را مىگفتند:
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ* فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ [٢].
«مسلّماً من براى شما پيامبرى امين هستم* پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد.»
ت- صالح پيامبر، قوم را از فرمانبرى مسرفان تبهكار در زمين باز مىداشت،
[١] - سوره آل عمران، آيه ٥٠.
[٢] - سوره شعراء، آيات ١٠٧- ١٠٨.