ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨١ - دوم- نفى چند خدايى
د- برخى از فلسفههاى پوچ بشرى چنين مىانگارند كه خداوند خداى خود ساخته و خفتهاى را برگزيده و جان به او بخشيده كه او به خاطر ضعف و ذلّت ياور خداوند است و خدا نمىتواند از او كناره بگيرد و اين همان فرزند اوست كه نمىتواند از او رهايى يابد يا در برابر او مقاومت ورزد و خدا در پرتو رسالتهاى خود، بطلان اين انديشه را اين گونه اعلام نموده و مىفرمايد:
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ... [١].
«خدا هيچ فرزندى ندارد و هيچ خدايى با او نيست...»
شايد نظريه فيض كه معتقد است جهان از خدا به صورتى جبرى و بدون اراده صادر شده، در پس همين انديشههاى باطل، نهفته باشد؛ انديشههايى كه خداوند، پيروان آنها را هشدار مىدهد.
ذ- خداوند مىفرمايد:
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ [٢].
«پس با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان تا مبادا در شمار مستحقّان عذاب درآيى.»
ر- خداوند مىفرمايد:
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لَاإِلهَ إِلَّا هُوَ... [٣].
«با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان...»
ز- نفى خدايان دروغين يعنى نفى دعوت آنها و نفى توسّل بديشان و نفى اعتقاد به اينكه آنها بدون اجازه خدا مىتوانند شفيع باشند و نفى اينكه بهرهاى از سلطه دارند. خداوند مىفرمايد:
... لَن نَدْعُوَا مِن دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً [٤].
[١] - سوره مؤمنون، آيه ٩١.
[٢] - سوره شعراء، آيه ٢١٣.
[٣] - سوره قصص، آيه ٨٨.
[٤] - سوره كهف، آيه ١٤.