ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٨ - دوم- نفى چند خدايى
دوم- نفى چند خدايى
الف- خداوند متعال مىفرمايد:
... لَاتَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ [١].
«... دوخدا را نپرستيد و جز اين نيست كه او خداى يكتاست. پس از من بترسيد.»
پس خداوند جهانيان و مالك آسمانها و زمين، مردم را از اينكه خداى ديگرى گرفته شود باز مىدارد، پس اگر شريكى در مُلك مىداشت يا فرزند و يا همسنگى براى او مىبود شايسته بود كه به عبادت او نيز فرمان دهد، ولى خداوند رحمان در جبروت و برخوردارى از كبريا و عظمت، يكتا و يگانه است و اين بزرگترين برهان است بر اينكه خداوند، نه شريكى دارد كه بر او چيره شود و نه به خاطر ضعف و خوارى، ولى و سرپرستى دارد.
ى سخن در پايان آيه نسبت به كسانى است كه از خدايان دروغين مىهراسند و آنها را در برابر خدا مىپرستند، در حاليكه خدا شايستهتر است تا از او بترسند، زيرا او چيره و مقتدر است.
ب- از آنجا كه خداوند شريكى ندارد پس فرزندى نيز ندارد، زيرا خداوند بزرگتر از آن است كه به همسنگ يا فرزندانى نياز داشته باشد. او مىفرمايد:
... إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ.... [٢].
«... جز اين نيست كه اللَّه خدايى است يكتا. منزّه است از اين كه صاحب فرزندى باشد...»
پ- پس كسانى كه گمان مىكنند خدا شريك يا فرزند و يا همسنگى دارد در واقع به خداوندِ جبّار و آفريننده آسمانها و زمين و پروردگار عزيز متكبّر، ايمان نياوردهاند، بلكه موجودى موهوم، ضعيف و مقهور را در ذهن خود، تخيّل كردهاند و گمان كردهاند كه آن موجود، خداست و به همين سبب است كه آنها به همه چيز كفر
[١] - سوره نحل، آيه ٥١.
[٢] - سوره نساء، آيه ١٧١.