ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٧ - نوزدهم- اسلام، نيكوترين پايان
دوم- ايمان، ريشه تقوى:
ايمان به خدا و به روز آخرت و به پيامبر اكرم و به هر حقّى كه در كتاب خدا فروفرستاده شده است، ريشه تقوى است و هرچه ايمان، صفا و آشكارىِ بيشترى پيدا كند اين تقوى، ريشهدارتر، ژرفتر، استوارتر و محكمتر مىگردد.
١- بدين ترتيب سفارش پيامبران پس از يادآورى خداوند يكتا، همان تقوى است.
خداوند مىفرمايد:
وَإِلى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ [١].
«و بر قوم عاد، برادرشان هود را فرستاديم. او گفت: اى قوم من! اللَّه را بپرستيد كه شما را جز او خدايى نيست. آيا تقوى پيشه نمىكنيد؟»
٢- وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ [٢].
«هر آينه نوح را بر قومش فرستاديم. پس او گفت: اى قوم من! خداى يكتا را بپرستيد. شما را خداوندى جز او نيست. آيا پروا نمىكنيد؟»
٣- فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ [٣].
«و از خودشان به ميانشان پيامبرى فرستاديم كه: خداى يكتا را بپرستيد. شما را خدايى جز اونيست. آيا پروا نمىكنيد؟»
بدين ترتيب تقوى، ثمره توحيد خالص است، زيرا كسى كه به خدا شرك ورزد و گمان كند كه كسى يا چيزى مىتواند او را از خشم و كيفر الهى نجات دهد، براساس پندار موهوم خود، تقوى در پيش نخواهد گرفت در حالى كه اگر شريكان موهوم از حساب او بيرون افكنده شوند راهى جز تقوى در پيش نخواهد داشت.
٤- تقوى، ثمره عبادت الهى و تسليم در برابر او نيز هست و گرنه اگر تقواى
[١] - سوره اعراف، آيه ٦٥.
[٢] - سوره مؤمنون، آيه ٢٣.
[٣] - سوره مؤمنون، آيه ٣٢.