ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٤ - چهاردهم- تسليم در برابر آنچه نفس، ناخوش مىدارد
روبرو شويد نه با يك نيروى مسلّح- چنانكه در داستان معروف جنگ بدر چنين شد-، زيرا آنها مىخواستند به كاروان بازرگانى حمله كنند نه به نيروهاى نظامى، ليكن آدمى بايد تكامل يابد و به حق و ايمان برسد. خداوند مىفرمايد:
... وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ.
گاهى رويارويى نظامى كارى بهتر و برتر است، زيرا بدان منجر مىشود كه ريشه كافران قطع گردد و رسالت الهى انتشار يابد.
٣- به طور كلّى جنگ، پديدهاى است كه انسان آن را ناخوش مىپندارد، زيرا در بردارنده خطر و نابودى است، ولى گاهى ضرورت مىيابد، چرا كه جنبه دفاعى پيدا مىكند و موجب ريشه كن شدن فتنه مىشود. پس ناگريز بايد مؤمن آن را خوش بدارد و بدان تن در دهد. خداوند مىفرمايد:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ [١].
«جنگ بر شما مقرّر شد در حالى كه آن را ناخوش داريد. شايد چيزى را ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزى را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد. خدامى داند و شما نمىدانيد.»
بدين ترتيب آدمى بايد بر محور حق بگردد نه بر محور هوى و هوس و حب و بغض. اين از نشانههاى مؤمن است چنانكه دراين حديث آمده است:
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«اصل طاعت الهى، شكيبايى و خشنودى از خداست، در آنچه بنده دوست دارد يا ناخوش مىشمرد، و بنده از خدا در آنچه دوست مىدارد يا ناخوش مىشمرد راضى نمىشود مگر آن كه درآنچه دوست مىدارد يا ناخوش مىشمرد، خير او نهفته باشد. [٢]»
[١] - سوره بقره، آيه ٢١٦.
[٢] - كافى، ج ٢، ص ٦٠.