ايمان زيربناى شريعت - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٧ - شانزده- ميزان حق
مىگويند. ميان آنها نيز به حق داورى گردد و گفته شود كه ستايش از آن خدايى است كه پروردگار جهانيان است.»
٧- خداوند متعال مىفرمايد:
... وَاللَّهُ لَايَسْتَحْىِ مِنَ الْحَقِّ... [١].
«... ولى خدا از گفتن حق شرم نمىدارد...»
پانزده- خداوند حق را چنين استوار مىدارد:
خداوند از داستان يوسف در محقّق كردن حق مثالى مىآورد، و اين زمانى است كه زن عزيز پس از انكارى طولانى به گناه خود اعتراف مىكند. خداوند مىفرمايد:
... قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزيِزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ [٢].
«... زن عزيز گفت: اكنون حق آشكار شد. من درپى كامجويى از او مىبودم و او در زمره راستگويان است.»
شانزده- ميزان حق:
ايمان به حق، مستلزم پيروى از آن است ولى چگونه مىتوان بدون شناخت حق به پيروى از آن پرداخت. گاهى شناخت حق، اجمالى است و براى پيروى كامل آن كفايت نمىكند. اين بدان مىماند كه اگر ما مرزهاى زمين خود را بدانيم خواهيم دانست در آن چگونه دخل و تصرف كنيم در حالى كه اگر از اين آگاهى برخوردار نباشيم ممكن است درخت خود را در زمين ديگرى بكاريم، و در اين صورت ديگر از حق كامل پيروى نكردهايم.
نيز اگر بدانيم كه فلان كس مبلغى از ما طلبكار است آيا بدون دانستن مقدار دقيق آن مىتوانيم حق او را تمام و كمال بپردازيم؟
[١] - سوره احزاب، آيه ٥٣.
[٢] - سوره يوسف، آيه ٥١.