توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧١ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر
[ نعم رجلا] بجاى [نعم الرّجل زيد] بنابر يكى از دو قوليكه در اين تركيب مىباشد.
شارح گويد:
مشاراليه [هذا] حالاتى است كه براى مسنداليه ذكر شد از قبيل حذف، ذكر، اضمار و غير اينها از حالات ديگر كه در مقامات مذكور ذكر شدند و ضمير در [على خلافه] به مقتضى الظّاهر راجع بوده و علّت اين تخريج آنستكه حال مقتضى آن مىباشد.
سپس در ذيل [نعم الرّجل زيد] مىگويد:
مقتضاى ظاهر در اين مقام آنست كه اسم ظاهر آورده نه ضمير زيرا قبلا نامى از مسنداليه برده نشده و قرينهاى نيز بر آن دلالت ندارد.
سپس مىگويد:
در مثال: نعم رجلا ضميرى كه در [نعم] است به متعلّق معهود در ذهن راجع بوده و حضرات ملتزم شدهاند كه تفسير اين ضمير به واسطه نكره بايد صورت بگيرد تا جنس متعقّل معلوم گردد.
مخفى نماند: كه اين مثال از مصاديق وضع ضمير به جاى اسم ظاهر است اما بنابر يكى از دو قوليكه در اين تركيب مىباشد و آن قولى كسى است كه اسم مخصوص بمدح را خبر براى مبتداء محذوف قرار مى دهد و اما كسيكه اسم مخصوص را مبتداء و [نعم رجلا] را خبر آن مىداند از نظر وى محتمل است كه ضمير به مخصوص كه در تقدير مقدّم است راجع باشد و اينكه ضمير را در تمام حالات مفرد آورده و فعل را نعما و نعموا نمىگويند از مختصات اين باب است زيرا [نعم] از افعال جامد مىباشد.