توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٤ - نقد شارح
كرده و بدينوسيله وانمود مىكنند كه حكم بتمام افراد مسنداليه حقيقتا نسبت داده شده است.
شرح فارسى:
توضيح
گاهى تأكيد مسنداليه بمنظور دفع توهّم مجاز است چنانچه وقتى متكلّم مىگويد قطع الامير اللص (امير دست دزد را قطع نمود) چه بسا سامع توهّم مىكند كه مقصود از امير بعضى از غلامان وى هستند و مجازا از باب علاقه سببيّت و مسببيّت اطلاق امير به آنها شده لهذا براى دفع اين توهّم كلمه (نفسه) يا (عينه) را مىآورند كه بگويند اسناد قطع بامير حقيقى است يا باين منظور كلمه (امير) را مكرّر نموده و از راه تأكيد لفظى مقصود را تفهيم مىكنند چه آنكه هركدام از تأكيد معنوى يا لفظى براى دفع توهّم مجاز صلاحيّت دارند.
٣- بمنظور دفع توهّم سهو چنانچه وقتى متكلّم ميگويد جائنى زيد ممكنست مخاطب توهّم كند وى سهوا اسناد مجئى را بزيد داده لذا براى دفع اين توهّم آنرا تأكيد نموده و زيد را مكرّر مىكنند.
از مثال مزبور چنين استفاده مىشود كه براى دفع توهّم سهو تنها از تأكيد لفظى استفاده مىكنند.
٤- بجهت دفع توهم عدم شمول: مثلا وقتى متكلّم ميگويد جائنى القوم ممكنست مخاطب خيال كند تمام افراد نيامده بلكه بعضى از آنها كه اطلاق قوم بر آنها نيز صحيح است آمدهاند لذا براى اينكه اين توهّم را دفع كنند و بگويند حكم از آن تمام افراد است بوسيله كلمات