توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٠ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر بواسطه مصلحتى از مصالح
قطعيّهاى با آنها هست كه در صورت امعان نظر اين حالت از آنها زائل مىشود باين لحاظ وجود انكار در ايشان همچون عدم محسوب مىشود و همين جهت مصحّح نفى ريب در قرآن بطور استغراق ميباشد.
قوله: و قيل معنى كونه معه الخ: عبارت [اذا كان معه] را ديگران بدو معنا تفسير كردهاند:
١- با منكر در واقع برهانى باشد كخه او را از انكارش مرتدع سازد
شارح اينمعنا را نپسنديده و مىگويد مجرّد وجود برهان در واقع كافى در ارتداع منكر از انكارش نيست مگر آنكه دليل را تعقّل نموده و به حقيقت آن برسد پس اگر معنيا عبارت مجرّد وجود در نفس الامر و واقع باشد همانطوريكه اين قائل عبارت را تفسير نمود كلام نادرستى است.
٢- منكر اندك عقلى اگر داشته باشد از انكارش مرتدع ميشود.
شارح اين معنى را نپسنديده و مىگويد: با ظاهر عبارت سازش ندارد زيرا اگر مقصود از [ما] در [ما ان تأمّله] عقل باشد و ضمير مفعولى در [تأمّله] بآن راجع باشد چنانچه همينطور هم هست حق اينست كه مفعول را با واسطه بايد آورد و گفت: [ان تأمّل به] زيرا عقل مورد تأمّل نيست بلكه واسطه تأمّل مىباشد.
متن: و هكذا اعتبارات النفى.
شرح عربى و هكذا، اى مثل اعتبارات الاثبات اعتبارات النّفى من التّجريد عن مؤكّدات فى الابتدائى و تقويته بمؤكّد استحسانا فى الطّلبى و وجوب التأكيد بحسب الانكار فى الانكارى تقول لخالى الذّهن: ما زيد قائما او ليس زيد قائما و للطّالب ما زيد بقائم