توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٩ - آوردن كلام برخلاف مقتضاى ظاهر بواسطه مصلحتى از مصالح
منزلع عدم آن قرار داده شده زيرا امريكه شك ايشان را ازاله كند وجود دارد از اينرو بملاحظه امر مذكور صحيح است كه بطور استغراق ريب و ترديد را از ايشان نفى نمود چنانچه بواسطه بودن دلائلى در دست منكر مىتوان انكارش را بمنزله عدم قرار داده و تأكيد را ترك نمود.
شرح فارسى:
توضيح
و گاهى بعكس قبل، منكر را بمنزله غير منكر قرار ميدهند و اين در جائيست كه نزد وى شواهد و ادلّهاى باشد كه در صورت نگريستن و دقّت در آنها از انكارش مرتدع شود، پس بالفعل اگرچه تأمّل و دقّتى در آنها ننموده و بالمآل انكارش باقى است لكن همين مقدار كافيست كه وى را غير منكر دانسته و كلام را با وى خالى از وجوه تأكيد آورد چنانچه بشخصى كه منكر اسلام و حقّانيّت آنست مىگوئيم [اسلام حقّ است] بدون اينكه از ادات تأكيد استفاده نمائيم و جهتش چنانچه اشاره شد اينست كه با او براهين و ادلّهاى هست كه در صورت رجوع به آنها مطلب برايش ثابت مىشود، پس در حال حاضر انكارش مستند به تقصير خود او است لذا اگر كلام را تأكيد نكرديم بىوجه نيست و مثالى را كه مصنّف براى تنزيل مزبور ذكر ميكند آيه شريفه [ لا ريب فيه ] است.
شارح در شرح آن مىگويد: معناى [لا ريب فيه] اين استكه قرآن در مظان شك و ترديد نبوده و سزاوار نيست احدى در آن مردّد باشد البته اين معنا امرى استكه بسيارى از مخاطبين منكر آن هستند ولى انكارشان بمنزله عدم قرار گرفته چه آنكه دلائل واضحه و براهين