توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٦٧ - مقاله شيخ عبد القاهر
معمول آن نيست از اينرو افاده عموم سلب را كرده است يعنى هم نسيان و هم قصر نماز هردو نفى شدهاند.
و دليل بر اين عموم دو امر مىباشد:
اول: آنكه ذو اليدين در سؤالش از كلمه [ام] استفاده نمود و در علم ادب ثابت است كه جواب [ام] يا بتعيين يكى از دو امر بايد باشد يا بنفى هردو تا بدين وسيله مخاطب و سائل تخطئه شده و اين توهّم كه يكى ثابت و ديگرى منفى است منتهى منفى از مثبت مشخص نمىباشد از وى دفع گردد و در اينجا جواب به همين منظور آورده شده نه براى نفى مجموع و اجتماع هردو تا نتيجهاش ثبوت يكى و نفى ديگرى باشد زيرا سائل خود اعتقادش چنين بوده و نيازى به اثبات آن نمىباشد بلكه بايد بگوئيم چون اين اعتقاد از وى باطل و فاسد بوده لاجرم حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هردو را بتاتا نفى فرمودند.
دوّم: آنكه در روايت است كه پس از فرموده حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ذو اليدين گفت بل بعض ذلك و اينكلام را در نپذيرفتن كلام حضرت گفت، و پرواضح است در صورتى كلام ذو اليدين ردّ بر فرموده حضرت مىشود كه معناى كلام حضرتش نفى هردو بطور عموم باشد نه سلب مجموع.
قوله: بان قدّمت على النفى: ضمير در [قدّمت] به كلمه [كل] راجعست.
قوله: و لم تقع معمولة للفعل المنفى: يعنى تنها تقدّم [كل] بر نفى فائدهاى ندارد بلكه علاوه بر آن بايد معمول فعل منفى