توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٣ - نقد شارح
ب: يا تأكيد مسنداليه بمنظور دفع توهّم مجاز مىباشد.
ج: يا براى دفع توهم سهو اشتباه است.
د: يا براى دفع توهّم عدم شمول مىباشد.
شارح گويد:
مقصود از [تجوز] تكلّم بمجاز است و مثال تأكيد مسنداليه باين منظور مانند آنكه گفته شود: قطع اللص الامير (امير دست دزد را قطع نمود) يا قطع اللص الامير نفسه يا عينه (امير خودش دست دزد را بريد).
چه آنكه تأكيد در ايندو مثال باين منظور استكه توهّم نشود اسناد قطع يد به امير مجاز بوده و برخى از غلامان وى مباشر آن بودهاند.
سپس در ذيل [او لدفع السّهو] مىنويسد:
مانند جائنى زيد زيد چه آنكه تأكيد در اينمثال براى آن است كه توهّم نشود جائى غير زيد است و زيد را سهوا آوردهاند.
و بعدا در دنبال [او لدفع توهم عدم الشّمول] مىگويد:
مانند: جائنى القوم كلّهم او اجمعون چه آنكه تأكيد مسنداليه در اينمثال براى آنستكه توهّم نشود برخى از قوم آمده و بعضى نيامدهاند منتهى متكلّم اعتناء به دسته دوّم نكرده يا احيانا فعل واقع از دسته اوّل را بمنزله واقع از تمام قوم قرار داده و مجئى را به تمام قوم نسبت داده است بنابراينكه جملگى ايشان بمنزله شخص واحدى هستند چنانچه مىگوئى:
بنو فلان قتلوا زيدا در حاليكه وى را يكنفر از ايشان فقط به قتل رسانده و حاصل كلام آنكه براى دفع چنين توهّمى مسنداليه را تأكيد