تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٢٥ - إثبات واجب الوجود
عبد الرزاق لاهيجى در كتاب شوارق الالهام در دفاع از تفسير ميرداماد ايرادى را كه بر قول ايشان وارد كردند، مطرح كرده و سپس به آن پاسخ داده است و ما به جهت مناسبت با بحث فعلى به ايراد مذكور و پاسخ ايشان به نحو اختصار اشاره مىكنيم.
لازم به ذكر است كه لاهيجى پس از ذكر برهان خفرى، تفسير ميرداماد را تحت عنوان «بعض الاعاظم» به طور اختصار بيان مىكند. عين عبارت ايشان از كتاب شوارق نقل مىشود: «... لأنّ الشيء ما لم يوجد لم يوجد انتهى كلامه و توجيهه على ما حقّقه بعض الأعاظم أنّ الطبيعة الموجودة على تقدير انحصار الموجود فى الممكن، تكون ممكنة محتاجة إلى طبيعة الإيجاد و هى لكونها طبيعة ناعتية يتوقف على طبيعة الموجود فيلزم الدور.»
سپس اشكال مستشكل بر تفسير مذكور را چنين بيان مىكند: اگر طبيعت موجود را به لحاظ خودش در نظر بگيريم هرچند واحد است ولى در نفس الامر و واقع متعدد است به جهت آنكه طبيعت موجود در ضمن افراد تحقق مىيابد. پس حاجت و نياز طبيعت موجود در ايجاد واحد نخواهد بود، بلكه به تكثر افراد متكثر مىگردد. پس جائز است كه طبيعت موجود محتاج باشد لكن در ضمن فردى كه احتياج آن فرد هم به طبيعت موجود در ضمن فرد ديگرى است، نه خود همين فرد.
البته همين سخن در طبيعت ايجاد نيز مطرح مىشود. در نتيجه، برهان ايشان مستلزم محذور تسلسل خواهد بود و نه دور.
پاسخ لاهيجى به اشكال مذكور چنين است: طبيعت موجود كه در ضمن جميع افراد متحقّق است، همانطور كه محتاج و نيازمند به طبيعت ايجاد است، طبيعت ايجاد كه طبيعت ناعتى و وصفى است نيز در ضمن جميع افراد متحقّق و همچنين به طبيعت وجود محتاج است. با اين فرض، ناگزير محذور دور لازم مىآيد. وى در پايان با گفتن كلمه «فتدبّر» به سخن خود خاتمه مىدهد.[١]
[١] ر. ك: شوارق الإلهام فى شرح تجريد الكلام، ص ٤٩٩.