تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٢٤ - إثبات واجب الوجود
و بنابراين، فرض تسلسل در برهان خفرى كه شبههكنندگان به آن قائل هستند، خلاف سخن ما كه مىگوييم: «طبيعت ايجاد، بر طبيعت وجود متوقف است» لازم نمىآيد. به اين دليل كه شما در فرض تسلسل، هيچ طبيعت قائم به ذاتى نداريد، و هرچه هست، طبيعت قائم به غير است. حال اگر اشكال دور را هم قبول نداشته باشيد، در فرض تسلسل هر ايجادى متوقف است بر وجودى كه آن وجود نيز خود بر وجود ديگرى توقف دارد و همينطور اين امر تا بىنهايت ادامه خواهد يافت.
لكن اين سلسله ايجادها در نهايت بايد به وجودى متوقف گردد كه قائم به ذات است و ايجاد متوقف بر اوست، در اين صورت نيز مطلب به همانگونه كه بيان كرديم خواهد بود يعنى طبيعت ايجاد متوقف بر طبيعت وجود است.
سپس ميرداماد اضافه مىكند: «همچنين بنا بر آنچه ذكر شد، گفته نمىشود كه محذور توقف طبيعت وجود بر خودش لازم مىآيد. به اين دليل كه اتصاف شيء به طبيعت وجود، بر وجود همان شيء متوقف است.»
البته مراد ميرداماد از اين سخنان در توضيحات بعدى ايشان روشن مىگردد.
وى مىگويد: «بايد توجه داشت كه سخن ما در طبيعت وجود، به طور مطلق و تام نيست. زيرا طبيعت وجود هميشه طبيعت ناعتى و وصفى نيست به اين معنا كه تمامى افراد طبيعت وجود ناعتى و وصفى باشد مانند طبيعت ايجاد، تا لازم آيد طبيعت وجود هميشه وصف براى ماهيت شيء باشد، همچنان كه در ممكنات هست، بلكه طبيعت وجود بر خلاف طبيعت ايجاد كه صرفا ناعتى است گاه قائم به ذات خويش است همچنان كه در حقيقت واجب الوجود بالذات چنين است و گاه قائم به غير است همانند ممكنات. و لذا اگر بر طبيعت عام مطلق بديهى اشكال و ايراد شود، ما تأخّر طبيعت عام را بر طبيعت وجود خاص كه قائم به ذات نيز هست اختيار مىكنيم.»[١]
[١] حواشى مير محمد باقر داماد بر تعليقه خفرى بر إلهيات شرح تجريد قوشچى. نسخه خطى به سال ١٠٨٠ ه.
ق، ص ٢، كه در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، موجود مىباشد.