تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٤٠ - علم واجب تعالى
ماهيت است و ضعيفترين موجودات آن موجودى است كه حقيقت آن قوّه است و چنين موجودى همان هيولاست.» خفرى در توضيح عبارت اخير بهمنيار چنين مىگويد: «علم، چيزى جز ظهور و انكشاف نيست و هيولا در حدّ ذات خود، وجود بالفعلى ندارد. لذا ظهور و انكشافى هم براى او نيست. به جهت آنكه ظهور و انكشاف صرفا براى موجود بالفعل است.»
بهمنيار در جاى ديگرى از همين كتاب مىگويد: «محقّقا دانستيم وجودى كه مجرّد از مادّه است، از ذات خود غائب نيست. پس در اين هنگام، نفس وجود شيء مجرّد، هم از جهت معقوليت و هم از جهت عاقليت، لذاته است يعنى وجودش براى غير نيست. بنابراين، وجود او هم عقل است و هم عاقل است و هم معقول.»
سپس بهمنيار عبارت خود را چنين توضيح مىدهد: «همانطور كه گفتيم، معقول آن چيزى است كه مجرّده از مادّه و علائق مادّه است. پس هر چيزى كه مجرّد از مادّه و علائق مادّه باشد، معقول است. لذا بايد تعقّل گردد و محال است كه تعقّل نشود. حال تعقّل اين موجود مجرّد از مادّه، به دو صورت واقع مىگردد: يا اينكه در آن شيء تغييرى حاصل نمىشود تا اينكه معقول بالفعل گردد و يا اينكه تغييرى در آن حاصل مىشود تا معقول گردد همانند معقولات بالقوّهاى كه براى معقول واقع شدن خود نيازمند به تجريد از مادّهاند، لكن حكم اخير در مجرّد بالفعل صحيح نيست. بنابراين، آن چيزى كه مجرّد بالفعل است، محتاج هيچ گونه تغييرى نيست تا اينكه بخواهد معقول بالفعل واقع شود. در اين هنگام، معقول بالفعل عاقل لذاته است. زيرا اگر بخواهد عاقل لذاته نباشد، بايد معقول بالقوّه باشد و اين مستلزم خلف است، چون فرض ما اين بود كه اين مجرّد معقول بالفعل است.»
خفرى پس از بيان عبارات بهمنيار، به توضيح قسمتهايى از عبارات قوشچى درباره برهان دوم و سوم خواجه مىپردازد و در نهايت نتيجه مىگيرد كه براى واجب تعالى دو علم وجود دارد: