تعليقه بر الهيات شرح تجريد - الخفري، محمد بن احمد - الصفحة ٢٧ - إثبات واجب الوجود
مفسده دور آن فرد از مجموعه كه مبدأ واقع مىشود، بايد واجب الوجود باشد يعنى موجودى كه بنا بر اصطلاح حكما بىنياز از علّت است و در اين صورت، محذور دور برطرف شده و مطلوب ما إثبات مىگردد.
البته برهان اخير خفرى را حضرت آيت الله جوادى آملى به صورت ديگرى تقرير نمودهاند كه علاوه بر اشكال دور، مستلزم خلف نيز مىگردد. ايشان در بيان خلف چنين مىگويند: «موجود مطلق، سبب و علّت ندارد. آنچه علّت دارد، بعض الموجود يا موجود مقيّد است. اگر موجود مطلق سبب داشته باشد، خلاف فرض لازم مىآيد. پس تنها موجود مقيّد سبب دارد.»[١]
خفرى چون از راه هستى مطلق به إثبات واجب پرداخته و اين طريق صدّيقين مىباشد، لذا برهان خويش را برهان صدّيقين ناميده است.
البته ايشان اين برهان را به دو عبارت ديگر نيز بيان كردند كه ذيلا آورده مىشود:
«و بعبارة اخرى مجموع الموجودات- من حيث هو- ليس له مبدأ و بذلك يثبت وجود واجب الوجود بالذات.»
«و بعبارة اخرى مجموع الموجودات- من حيث هو موجود- يمتنع أن يصير لا شيئا محضا، و مجموع الممكنات ليس يمتنع أن يصير لا شيئا محضا و بذلك يثبت وجود واجب الوجود بالذات.»
ملّا هادى سبزوارى در بيان برهان صدّيقين خفرى مىگويد: برهان محقّق خفرى از دو مقدمه تأليف يافته كه به شكل دوم از قياس اقترانى نتيجه مىدهد، و آن عبارت است از:
صغرى: موجود مطلق از حيث وجود، داراى مبدأ نيست.
كبرى: هر ممكنى داراى مبدأ است.
نتيجه: موجود مطلق از حيث وجود، ممكن نيست.
[١] شرح اسفار أربعة، ج ٦، بخش يكم، ص ٢٦٨.