بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٦٠ - « نتيجه بحث»
سپس ملّا صدرا چنين ادامه مىدهد:
«بنابراين، اعتراض فخر رازى بر بو على، از اينكه قابليّت، كه در تعريف جسم بكار رفته، چون از مقوله اضافه است پس «فصل» نيست، وارد نخواهد بود اما اين نه بلحاظ جوابى است كه خواجه داده كه «قابل»، فصل است، نه قابليّت» چون اگر مقصود، مفهوم اضافى متأخّر از مضاف و مضاف اليه باشد، فرقى ميان «قابل» و «قابليّت» نيست، بلكه مبدأ قابليّت بمعنى اضافى كه قوام شيئيّت شيىء به آن است، مقصود است»[١].
مرحوم محمد تقى آملى در تعليقه خود بر «شرح منظومه سبزوارى» مىگويد:
«فاعليّت و قابليّت به دو معنى آمدهاند، يكى همان معنى نسبى متأخّر از طرفين نسبت است و ديگرى بمعنى مبدأ آن فاعليّت و قابليّت نسبى است»[٢].
بنابراين اعتراض فخر رازى بر حكما از اينكه «جوهر» و «قابليّت» مأخوذ در تعريف جسم، جنس و فصل نيستند، وارد نخواهد بود.
[١] و لا يرد عليه ايراد الاءمام الرّازى بأنّ القابليّة من باب المضاف، لا لما ذكره المحققّ الطوسى فى جوابه ...- مأخذ قبل.
[٢].... للقابليّة و الفاعليّة معنيان، احدهما النسبة بين الفاعل و المفعول ... هما بهذا المعنى متأخّران عن المنتسبين.
ثانيهما ما هو مبدأ للفاعليّة و القابليّة ... هذه المعنى عبارة عن خصوصيّة يكون الفاعل و القابل بها فاعلا و قابلا ... محمد تقى آملى- تعليقه بر شرح منظومه سبزوارى- انتشارات مصطفوى- تهران- صفحه ١٥٧.