بررسي و داوري در مسايل اختلافي ميان دو فيلسوف اسلامي - حسنی، حسن - الصفحة ٢٩ - مسئله اول اعتراض فخر رازى بر تعريف بو على از حد و جواب خواجه به آن
در «حدّ» و «رسم» و در آن دو مسئله است.
مسئله اوّل: اعتراض فخر رازى بر تعريف بو على از حدّ و جواب خواجه به آن:
فخر رازى بر تعريفى كه بو على از حدّ نموده دو اعتراض وارد مىكند و خواجه جواب مىدهد.
ابتدا كلام بو على سپس اختلاف نظر خواجه و فخر رازى را مىآوريم.
بو على در «منطق اشارات» در تعريف حدّ چنين آورده است:
«حدّ گفتارى است كه بر ماهيّت شىء دلالت كند و شامل تمام مقوّمات آن شىء است و بناچار مركّب از جنس و فصل آن ماهيّت، مىباشد»[١].
فخر رازى اعتراضش بر اين تعريف اين است كه: «اوّلا هر حدّى، شامل تمام ذاتيّات نيست، حدّ ناقص مانند «جسم ناطق» در تعريف انسان كه ناطقيّت، تغذّى و نموّ و حركت را شامل نيست- جز به التزام- با اين وصف حدّ است، نه «رسم» چون تعريف بعوارض نيست.
ثانيا بو على در «منطق اشارات» «حدّ» را مركّب از جنس و فصل معرّفى مىكند، امّا در «الحكمة المشرقيّة» از اين قول برگشته و چنين مىگويد:
«موردى كه ماهيّت مركّب از جنس و فصل باشد، حدّ نيز مركّب از جنس و فصل است، ساير ماهيّات هم كه تركيبى از غير جنس و فصل دارند، بر تعاريف آنها حدّ اطلاق مىگردد، ولى حدّى كه فاقد جنس و فصل است. نظير ماهيتى كه مركّب از علّت فاعلى است مانند «عطاء» كه اسم است براى سودى كه فاعل در آن ملحوظ است و يا مانند ماهيّتى كه با علّت صورتى تركيب يافته است مانند «افطس» كه اسمى براى بينى پهن است و يا مانند ماهيتى كه با علت مادى يا غائى تركيب يافته است و همچنين مانند ماهيّتى كه با معلول تركيب يافته است يا مانند ماهيتى كه با اجزاء متشابه و غيرمتشابه تركيب يافته است كه در تما اين موارد ماهيات، از اجزاء غير محموله- غيرجنس و فصل- تركيب يافته، و بر تعاريف آنها اطلاق «حدّ» مىشود ليكن شامل جنس و فصل نيست»[٢]. بنابراين آنچه بو على در «منطق اشارات» در تعريف حدّ آورده كه مركّب از جنس و
[١] الحدّ قول دالّ على مهيّة الشىء و لا شكّ فى أنّه يكون مشتملا على مقوماته اجمع و يكون لا محالة مركّبا من جنسه و فصله .... بو على- اشارات- نقل از شرح خواجه بر منطق اشارات- انتشارات حيدرى- تهران ١٣٧٩ ه- ج ١- صفحه ٦- ٩٥.
[٢] الحكمة المشرقيّه ابن سينا، از كتب خطّى كتابخانه ملك تهران- شماره ٤٦٣٩- در دو صفحه ما قبل آخر.