اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٤٠٩ - مقايسه دو ستمگر
موفقيت بزرگ خود نائل گشت.
هولاكو با جبروت خود نصير الدين طوسى را وادار ساخت در ركاب وى باشد، به اين قصد كه علم او را در اختيار بگيرد ولى طوسى با علم و عقل و تدبير خود، مىدانست چگونه هولاكو را در اختيار خود بگيرد [اينجا بود كه] طاغوت در مقابل ايمان و علم و عقل بزرگ و دورانديش شكست خورد.
طوسى و شاگردانش در برابر سپاهيان انبوه مقاومت كردند و آنان را پس از بتپرستىشان به مسلمانانى تبديل نمودند ... طوسى قهرمان اسلام بود، در زمانى كه دلاورىها و قهرمانىها سخت بود.
زركلى در كتاب (الأعلام) مختصرا طوسى را اينگونه توصيف مىكند:
«فيلسوفى بود كه قلّه علوم عقليه محسوب مىشد، در هيأت و مجسطى و رياضيات، علّامه بود. منزلتش در نزد هولاكو والا بود، بدين سبب به آنچه اشاره مىكرد، اطاعت مىنمود».
[آرى] اسيرى كه كارى از دستش بر نمىآمد، اكنون فرمان مىداد و اطاعت مىشد. اسيركننده، خود اسير بود و اسير، اسيركننده.
هولاكو علاوه بر لشكر و سلطه قدرتمندى كه داشت، از شخصيت قدرتمندى نيز برخوردار بود. در مقابل، طوسى نيز از قدرت علمى و فكرى و نيز شخصيت بالايى برخوردار بود.
آن قدرتمند در سپاه و حكومت، در برابر اين تواناى در علم و انديشه كرنش مىكرد، زيرا هرچه اولى شمشير و نيزه و تير و كمان و سپر داشت، در دستگاه رصد نمىتوانست سنگى بر سنگ نهد، و نه وسيلهاى از وسايل آن را برپا دارد. پس هرچه هولاكو شمشير و نيزه و تير و كمان و سپر داشت، در اين مقام به پايه حركت قلم در بين انگشتان طوسى نمىرسيد ... هولاكو بسيار شيفته رصد