اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٦٠ - به سوى الموت
همچنين قطعه زمينى را ديديم كه در آن كشت شده بود.
همچنان بدون اينكه توجهى به پشت سر خود داشته باشيم، در حال پايين آمدن بوديم اما وقتى توجهى به پشت سر خود كرديم، كوههاى سر به فلك كشيده وحشتناكى را مشاهده كرديم. آنگاه در برابرمان در دامنههاى دور دست اين سلسله جبال، چند روستا به چشم خورد. درحالىكه اطرافمان را زمينهاى سرسبز فرا گرفته بود، همچنان به پايين مىآمديم.
آنچه در برابر ما بود و آنچه در پشت سر ما قرار داشت: كوهها، درهها، راههاى كوهستانى، تپهها و كورهراهها از شگفتانگيزترين و هولناكترين مخلوقات خداوند در طبيعت محسوب مىشد.
اين، روستاى سياهدشت است كه در سينه درهاى نمايان است و ما در لبه آن قرار داشتيم. اين روستا در كرانه رود شاهرود است كه ما از طريق پلى آهنى از آن عبور كرده، به روستا رسيديم.
اينك ما در قلب درهاى كه دشتى پهناور ميان دو سلسله جبال وحشتناك است، قرار داريم. از سلسله جبال اوّل فرود آمديم و اينك صعود از سلسله جبال مقابل را آغاز كردهايم.
اينكه مىگويم دو سلسله، معنايش اين نيست كه دو سلسله مجزا هستند.
كوهها در اينجا سلسلههايى هستند پشت سلسلههايى ديگر ... و اين تسلسل تا آنجا ادامه دارد كه انسان از درك آن عاجز است.
در زمينى بىآب و علف، صعود را آغاز كرديم. نگاهى به پشت انداختيم.
صحنه وحشتناكى را ديديم كه نزديك بود باور نكنيم. كه همين چند لحظه قبل در آن كوههاى وحشتناك پوشيده از برف بوديم و از آن پايين آمديم تا با چيزى كه از آن وحشتناكتر است روبهرو شويم. صعود، در آغاز كار، دشوار نبود.
اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي ٢٦١ به سوى الموت: ..... ص : ٢٥٧