اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٠٦ - ديدگاههاى ذهبى و ابن تيميه و تفاوت آنها
مجاهد الدين ايبك دواتدار[١] است كه: «وى يكى از اين پهلوانان و شجاعان ياد شده است كه مىگويد: اگر امير المؤمنين، مستعصم، به من اختيار مىداد، لشكر تاتار را شكست مىدادم و هلاكو را به خودش سرگرم مىكردم».[٢]
ما به ذهبى مىگوييم: مستعصم به مجاهد الدين ايبك اختيار داد و آنچه را مىخواست، برايش فراهم كرد، اما او چه كرد؟ پاسخ اين سؤال را به رشيد الدين فضل اللّه همدانى، نويسنده كتاب جامع التواريخ و مورخ آن عصر، واگذار مىكنيم. وى مىگويد:
«مجاهد الدين ايبك دواتدار كه سر لشكر خليفه بود و ابن كر، پيشتر ميان بعقوبه و باجسرى لشگرگاه ساخته بودند ... در طلوع صبح پنجشنبه روز عاشورا بايجو و بوقا تيمور بر دواتدار و ابن كر حمله كردند و پيروز شدند و لشكر بغداد را شكست دادند و فتح الدين ابن كر و قراسنقر كه سردار لشكر بودند كشته شدند اما دواتدار گريخت».
دواتدار همان كسى است كه ذهبى از او بهعنوان يكى از قهرمانان و شجاعان نام مىبرد. در مقابل اختيارى كه مستعصم به او داده بود تا در مقابل مغولها انجام دهد، فرار، تنها اقدام او بود.
[١]در اواخر حكومت عباسيان، دو دواتدار مشهور بودند. يكى دواتدار بزرگ كه علاء الدين طبرسى ظاهرى نام داشت و دواتدار خليفه عباسى، ظاهر، كه موردنظر او بود. وقتى مستنصر به جاى ظاهر نشست، وى همچنان موردنظر و توجه مستنصر باقى ماند. علاء الدين، دواتدار بزرگ از دنيا رفت و دو فرزند از خود به جاى گذاشت كه مشهورترين آن دو، مجاهد الدين ايبك، دواتدار صغير، بود. مراد ما از دواتدار در متن، همين فرد است. لفظ دواتدار غالبا با تخفيف به صورت دوادار يا ديودار به كار مىرود. معناى اصلى: حامل دوات خليفه [يا منشى] است. دو دواتداران مزبور از مماليك ترك بودهاند.
[٢]ر. ك: سير أعلام النبلاء، ج ٢٣، ص ٣٧١.