اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٩٠ - حشيشيه
من اگر همواره حسن صباح را زياد سرزنش نمىكردهام، به اين دليل است كه هيچگاه از كسانى كه تاريخ را تحريف مىكنند و آنرا بازيچه قرار مىدهند و به شخصيتهاى آن افترا مىبندند، به نيكى ياد نمىكنم.
اين مورخين از حسن صباح يك كشاورز حشيش و از اطرافيانش يك عده بنگى ساختهاند و در اين مورد تا آنجا كه توانستهاند مانور دادهاند و همچنان به اين كار خود ادامه مىدهند.
يكى از اهداف سفر من به الموت، آگاهى يافتن از حقيقت اين موضوع است.[١] و من قبلا آن ريسمانى را كه مىتوانست ما را به آن حقيقت رهنمون سازد، برگزيده بودم. زيرا من ديدم مهمترين مسألهاى كه دانستن آن واجب است اين است كه چه زمانى اينان به حشيش منسوب شدند و چه كسى براى اولين بار اين نسبت را به آنان داد. در اين ميان كاشف به عمل آمد كه اسماعيليان نزارى در آغاز به حشاشين [و كسانى كه بنگ مصرف مىكنند] ملقب نشدند، بلكه ابتدا به حشيشيه ملقب شدند آنگاه تحريف گران اين لقب را به حشاشين تغيير دادند.
مطلب عجيبى كه كشف شد اين بود كه كسانيكه لقب حشيشيه را به آنها دادند، اسماعيليان فاطمى بودند يعنى همان كسانى كه اسماعيليان نزارى از آنها منشعب شدند و با آنها از سر مخالفت و دشمنى در آمدند و خليفه آنها، آمر، را ترور كردند و در عقايد مستقيم آنها، تجديدنظر كرده دست به جرح و تعديل زدند.
آنگاه آتش اين كشمكش از راههاى مختلف از قبيل وسايل تبليغاتى با امكانات آن عصر، همچنان ادامه يافت. در همين راستا، نزاريان بيانيههايى پخش مىكردند كه در آنها به بيان فساد خلافت احمد، مستعلى، و جانشين و يا
[١]قبلا در اين زمينه سخنانى داشتيم كه گذشت.