اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٥٩ - اقدامات خواجه براى حفظ اسلام
خواجه نصير الدين طوسى علاوه بر اطلاعات گسترده، از تدبير و عقل والايى برخوردار بود. هنگامى كه شرح حال او را بررسى مىكنيم در مىيابيم امثال او در روزگار ما فراوان نيستند و تقدير او را براى مسؤوليتى آماده كرده بود كه هيچكس جز آنكه همچون وى جامع صفاتى نظير علم و عقل و دورانديشى است، قادر به انجام آن نمىباشد. او تنها مرد آن روزگار بود كه توانست جهان اسلام را كه در آن عصر از آسيبهاى فراوانى رنج مىبرد، نجات دهد.
مسؤوليت خواجه در آن روزگار دشوارترين و خطيرترين مسؤوليتها و بحران روحى او درد آورترين دردهايى بود كه انسانها به آن دچار مىشوند.
زيرا او بهعنوان يك دانشمند بزرگ و داراى شهرتى فراگير بين مسلمانان، خود را ناگهان بهطور غير منتظره در چنگال دشمن مسلمانان مىيابد و اين را در مىيابد كه دشمن اصرار دارد او در كنارش باشد و در ركابش گام بردارد. به كجا و براى چه؟ براى جنگ با اسلام در خانه خودش و از بين بردن آن در سنگرهاى خود. آيا مصيبتى هست كه با اين مصيبت و بلا برابرى كند؟ كمترين مجازات براى كسى كه انديشه سرپيچى از تمايلات و خواستههاى رهبر مغولها را داشت،
ناشى شده است كه يكى از مشهورترين آنها فاجعه «الغ بك»، امير سمرقند و از خاندان تيموريان است.
او يكى از بزرگترين دانشمندان علم فلك در ماوراء النهر در قرن نهم هجرى و صاحب زيج الغ بك از نفيسترين زيجهاست. با اين حال اين فلكى مشهور اعتقاد راسخى به صناعت تنجيم و استخراج طالع داشته است، بهطورى كه اين اعتقاد موجب مرگش مىشود كه خلاصه داستان آن چنين است: او روزى طالع خودش را مىگيرد و در مىيابد كه به دست فرزند ارشدش به قتل مىرسد. اين جريان باعث مىشود كه وى آرامشش را از دست بدهد و لذا به آزار و اذيت فرزندش اقدام كند. اما همين امر موجب مىشود كه در سال ٦٥٤ هجرى به دست همان فرزندش به قتل برسد.
سخن امام على عليه السلام با برخى از منجمان كه به او توصيه كردند كه در فلان ساعت معيّن از حركت به سوى خوارج براى جنگ با آنان خوددارى كند، مشهور است و امام در طى اين گفتار، احكام منجمان را مردود مىشمارد و مردم را از عمل كردن به احكام منجمان باز مىدارند. (شبيبى) ..