اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣١٦ - درباره اسماعيليان
هم از بين رفت، در آفريقا برپا شد.
تجزيه بزرگترى كه هارون الرشيد به آن اقدام نمود زمانى بوجود آمد كه مملكت اسلامى را به دو بخش كاملا مستقل تقسيم كرد و فرزندش محمد امين را وليعهد خويش نمود به اين شرط كه حيطه حكومتش از بخش غربى مملكت اسلامى با مركزيت بغداد، تجاوز نكند. از طرف ديگر به عبد الله مأمون، حكومت مستقل بخش شرقى مملكت اسلامى با مركزيت مرو را اعطا كرد.
«هارون الرشيد» در سندى كه در اين تقسيم نوشت تأكيد كرد كه امين نبايستى حتى در سادهترين امور، در حكومت مأمون دخالت كند.
«رشيد» اين تقسيم را در زمان حياتش به اجرا درآورد و به اين منظور آن بخش مخصوص به مأمون را كه از همدان تا منتهىاليه سرزمينهاى حكومت اسلامى ادامه داشت، واگذار كرد. به اين ترتيب در دوره خود «رشيد» دست مأمون در بخش عظيمى از آنچه استاد سماك آنرا امپراطورى اسلامى مىنامد، باز گذاشته شد. كه پس از رشيد و در دوران خلافت امين اين تسلط به كمال خود رسيد و مأمون بر سهم بزرگترش از حكومت تجزيه شده اسلامى تسلط بيشترى يافت. سپس آن مسائل ميان امين و مأمون رخ داد كه استاد سماك آنها را مىداند و مصيبت عمومى آغاز شد و تجزيههاى متعدد استمرار يافت.
اينها شالوده و پايههاى تجزيه در مملكت اسلامى بود كه اموىها آنرا آغاز و عباسيان در اين عرصه تاختوتاز كردند نه آنچه استاد سماك به پيروى از پيشينيانش در قالب الفاظ زيبا بيان كرده است كه:
«و چون روح كمال اخلاقى در اسلام به ضعف گراييد، كشمكشهاى قومى فائق آمد و اين به زيان سلطه اسلام تمام گرديد و در نتيجه مملكت اسلامى تجزيه شد و دشمنان اسلام پيروز گرديدند.»