اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٠٥ - گريزى به جنگهاى صليبى
در سال ١٢٤٠ م. درگيرى بين ايوبيان شدت يافت و گروهى از آنها عليه عادل دوم، حاكم مصر، همدست شدند كه در نتيجه آن، صالح نجم الدين ايوب به جاى وى به حكومت مصر رسيد.
اين موضوع موجب ناراحتى سلطان صالح اسماعيل، حاكم دمشق، شد و او را وادار كرد تا متوسل به صليبىها شود و از آنها بخواهد كه او را عليه صالح ايوب در مصر و هم پيمانش، ناصر داود، در اردن، كمك كنند. وى متعهد شد كه در قبال اينكار، قدس را تسليم آنان كرده، سرزمين صليبىها را به همان شكل قديمىاش كه شامل اردن نيز باشد، به آنها برگرداند.
حاكم دمشق براى اثبات صداقتش در قبال صليبىها، بلافاصله قدس و طبريه عسقلان را به ضميمه شمارى ديگر از قلاع شام كه تا آن زمان در تصرف مسلمانان بود، تسليم آنان كرد.[١]
صليبىها فورا به قدس آمدند و در قلعه طبريه و عسقلان سنگر گرفتند و بين يافا و عسقلان اردو زدند. صالح اسماعيل به آنها وعده داد در صورتى كه مصر را تصرف كند، بعضى از قسمتهاى آن را تسليم آنان كند. آنها سپس به سمت غزه به قصد حمله به مصر حركت كردند.[٢]
آنگاه صالح اسماعيل، حاكم دمشق، و سلطان منصور ابراهيم ايوبى، حاكم حمص، در رأس ارتشهايشان به كمك صليبىها در حمله به مصر آمدند.[٣] اما نيروهاى شامى وابسته به صالح اسماعيل و منصور ابراهيم اين كار را بر نتافتند و به ارتش مصر پيوستند كه نتيجه آن شكست صليبىها شد.
[١]دكتر سعيد عاشور، مصر و الشام فى عصر الايوبيين و المماليك، ص ١٠٨ و ما بعد آن، به نقل از «السلوك» اثر «مقريزى»، ج ١، ص ٣٠٣.
[٢]النجوم الزاهره، ج ٦، ص ٣٢٢.
[٣]همان، ص ٣٢٣.