اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٥٩ - انصاف در مورد نزاريان
باز مىكند كه به يكى از شغلهاى معروف آن دوران تبديل مىشود، بهطورىكه بازارهاى مخصوصى مختص به اين شغل ايجاد مىشود و تاجران در آنها به خريدوفروش گياهان دارويى مشغول مىشوند.[١]
اين، خلاصهاى بود از آنچه در كتاب «خداوند الموت» آمده است. به نظر ما اين كلام، كلام حقى است و دانشمندانى هم بودهاند كه به همين لقب مشهور بودهاند از جمله: ابو العباس احمد بن مفرج اشبيلى اندلسى معروف به ابن الرومى كه در سال ٥٦١ هجرى (١١٦٥ ميلادى) در اشبيليه متولد شد و كارش ساختن داروهاى گياهى بود. وى از رجال حديث محسوب مىشود و در مورد او گفته شده است: رغبت وى به سماع حديث و ارتباط با محدثان، همچنين تمايلش به يافتن اماكنى كه محل رويش انواع علفهاست و جمعآورى گياهان مختلف دارويى او را واداشت كه سفرهاى متعددى انجام دهد.
همچنين: تقى الدين حشائشى كه در عصر هلاكو خان مىزيسته و به تبحر شناخت گياهان دارويى معروف بوده است. وى تأليفات گرانقدرى در مورد گياهان و داروهاى گياهى و همچنين حديث و علم حديث دارد. اما صفت غالب او «عشّاب» يعنى گياهشناس است.
خانوادههايى هم وجود دارند كه بدون اينكه در زمينه گياه و يا گياهان دارويى كارى كرده باشند، به آنها لقب حشائشى اطلاق شده است. اين خانوادهها اين لقب را از آبا و اجداد خود به ارث بردهاند، و اطلاق اين صفت به آنها به اين خاطر بوده كه اجداد آنها در زمينه گياهان دارويى فعاليت داشتهاند.
[١]در دمشق روزگارى بود كه تقريبا در هر خانهاى گوسفندانى براى پروار كردن وجود داشت.
فروشندگان علوفه به اين خانهها مىآمدند و پس از آنكه دق الباب مىكردند، صدا مىزدند: حشّاش آمده. اين لقب به قدرى مشهور بود كه كوچك و بزرگ، اين افراد را به همين نام مىناميدند. در اين زمينه درآينده باز سخنى خواهيم داشت.