اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٣٧ - نزاريه پس از پايان دوره الموت
هيچكدام از اين مطالب خالى از خطا و اشتباه نيست] مىپردازد ... چنان بين اسامى و القاب افراد خلط مىشود كه دشوار است حفره عظيم حاصله از اين اشتباهات را پر نمود. علاوه بر اين، خلط بين لغات افغانى و فارسى و هندى و عربى و جهل نساخ به حقايق تاريخى و اقدام برخى از آنها به اصلاح اشتباهات نساخ قبلى بدون اينكه اطلاعاتى داشته باشند، اغلاط تازهاى را افزوده است.
در رساله «ضياء التقرب» كه به كتاب مزبور ملحق شده، قصيده «لمعات الطاهرين» را كه منظومهاى است صوفيانه و عميق و ديرفهم كه «غلام على بن محمد بن احمد» براى امام محمد مشرّف، نوه «طاهر شاه حسينى» سروده است، مىيابيم. وى در اين قصيده از سفر امام «ركن الدين شاه» به سرزمين مغولها در سال ٦٥٧ ه (١٢٥٩ م) كه منتهى به اعدامش شد و همچنين از وفات فرزندش شمس الدين در سال ٧١٠ ه (١٣١٠ م) ياد مىكند. همچنان كه از طاهر شاه حسينى و پدرش رضى الدين نيز كه در سال ٩٢٩ ه (١٥٢٣ م) زنده بوده است، نام مىبرد.
كلام ايوانف به اينجا منتهى مىشود كه: «طاهر شاه حسينى بر فلسفه اسماعيليه تسلط فراوانى داشته و براى فقه جعفرى اهميّت ويژهاى قائل بوده است، بهطورىكه برخى از مردم گفتهاند وى از پيروان مذهب شيعه اثنا عشرى است. اما معمولا در هند بين اديان خلط مىشود. مثلا برخى خود را سنى مىدانند، درحالىكه هندو هستند، و برخى ديگر مىگويند شيعه هستند، در حالىكه در حقيقت از اهل سنتند و اشتباهاتى از اين قبيل كه در هند وجود دارد.
من در كتاب «الدليل للآداب الاسماعيليه»، تفاوت فرهنگ و آداب و رسوم فارسى و بدخشانى پيروان ناصر خسرو را بيان كردهام. اينان از اعتدال بيشترى