اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٦١ - به سوى الموت
ميان سرسبزى فضاى اطرافمان به صعود ادامه داديم. سپس شروع كرديم به پايين آمدن از شيب طولانى تند كوه تا اينكه به دره تنگى رسيديم كه در آن، نهر «اوان» كه انشعابى از رودخانه شاهرود است جريان داشت. از طريق پلى از اين نهر گذشتيم تا دوباره به صعودمان ادامه دهيم. با سرعت تمام بالا مىرفتيم.
گلهاى گوسفند را ديديم. آنگاه از ميان روستاى بيكين با خانههاى گلينش عبور كرديم.
در مورد ساكنان اين روستا و چهار روستاى ديگر نزديك به آن و چهار روستاى دور از آن در رودبار جريانى نقل مىكنند كه لازم است بهطور مختصر به آن اشاره شود. اين روستاها عبارتند از: وسته، يوج درجاك، تلو، اسب مرد، سوخته كش، كش آباد، رتايان، زنا سوج، هلارود، صبوجين، ويكين و ابيترك.
ساكنان اين روستاها داراى اعتقادات دينى سرى هستند كه براى هيچكس آشكار نكرده، به كلى از ابراز آن خوددارى مىكنند. برخى در مورد آنها مىگويند كه زرتشتى هستند. برخى ديگر مىگويند از اسماعيليان نزارى هستند. اما هيچيك از اين اقوال درست نيست. زيرا زرتشتيان در ايران آشكار هستند و از ابراز اعتقاداتشان خوددارى نمىكنند و همچنين نزاريان.
يكى از محققان تلاش كرد رسالهاى دانشگاهى در مورد آنها تهيه كند و به اين منظور با آنها ارتباط برقرار كرد اما از كارش سودى نبرد.
همراه ما، استاد عبد الحسين صالحى، مىگفت با يكى از آنها دوست شده برايش كارى درست كرده است تا با آن امرار معاش كند. بعدا وقتى از حقيقت اعتقادش سؤال مىكند، در سكوت كامل فرو مىرود. چون پس از مدتى دوباره اين سؤال را از او مىپرسد، كارى را كه برايش درست كرده بود رها كرده و با استاد، قطع رابطه مىكند، بهطورىكه وقتى او را مىديد از دور و با اشاره