اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١٨٢ - خواجه نصير الدين طوسى
پس از آنكه علاء الدين به دست يكى از حاجبانش به قتل رسيد، رياست نزاريان به دست فرزند ارشدش، ركن الدين خور شاه بود تا اينكه مغولها حمله دومشان را به رهبرى هلاكو آغاز كردند و ركن الدين مجبور به تسليم شد.
آنچه نقل شد، يكى از نظرياتى بود كه در مورد ارتباط خواجه نصير الدين طوسى با نزاريان ابراز شده است. اما برخى ديگر از مورخان با اين اظهارنظر مخالفند و عقيده دارند خواجه علىرغم ميل باطنى خود نزد نزاريان آمد و از روى اجبار و اكراه نزد آنان اقامت گزيد.
در درة الاخبار آمده است فرامينى به فدائيان نزارى صادر شد كه خواجه را بربايند و به قلعه الموت بياورند فدائيان نزارى كه مدتها در اطراف باغهاى نيشابور در كمين بودند، از او مىخواهند به همراه آنها به الموت برود. ولى او از آمدن امتناع مىكند. بالأخره وقتى او را به قتل تهديد مىكنند، مجبور مىشود همراه آنان به الموت برود. او در ساليان اقامت در قلعه الموت، همچون يك اسير يا زندانى، زندگى كرده است. همچنين سرجان ملكم در تاريخش اين مطلب را تأييد كرده است كه خواجه به اجبار به الموت آمد. اگرچه نقل وى از جريان اين اجبار با نقل مؤلف درة الاخبار، اختلاف دارد، اما وصاف الحضره در تاريخش نظريه معتدلى را نسبت به دو نظريه قبلى پذيرفته است. وى معتقد است كه خواجه نصير الدين طوسى با اختيار خود نزد ناصر الدين آمد. اما در طى اقامتش نزد او حوادثى اتفاق افتاد كه رابطه آنها را تيره نمود لذا ناصر الدين بر او غضب كرد و او را به عنوان يك زندانى نزد خود نگهداشت. پس از مدتى ناصر الدين، خواجه را مجبور كرد همراهش به قلعه ميمون دژ بيايد. خواجه مدتى را در اين قلعه بهعنوان يك زندانى كه قادر به ترك مكان خود نيست، زندگى كرد.