اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٠٨ - درباره اسماعيليان
غزالى آنگاه نظر علمايى را كه در دربار قدرت حاكمه بودند ذكر مىكند به اين صورت كه:
«عقيده گروهى از اهل نظر اين است كه توبه باطنيه قبول نمىشود و پنداشتهاند كه چنانچه باب توبه در مورد اينان باز شود از بين بردن آنان و پايان دادن به غائلهشان امكانپذير نيست ...»
اين فتواى غزالى در مورد اسماعيليان صلحطلب و در زمان صلح است اما در زمان جنگ هريك از آنان كه دستگير شود حكمش قتل است و اين حكم در مورد زنان نيز مىباشد.
غزالى در فتوايش گفته است:
«هرگاه زنان اسماعيلى مذهب به داشتن اعتقادى كه طبق نظر ما كفر است، تصريح كنند، آنان را مىكشيم. اما در مورد كودكان، اسلام را به آنان كه بالغ شده باشند عرضه مىكنيم، اگر پذيرفتند، اسلامشان پذيرفته خواهد شد و شمشيرها را در نزديكى گردنهاى آن قرار مىدهيم اما اگر با تقليد از پدرانشان، بر كفرشان اصرار ورزند، شمشيرهاى حق را به گردنشان خواهيم زد و با آنان مانند مرتدين عمل خواهيم كرد.»
غزالى در فتوايش چنين مىگويد:
«فشرده كلام اينكه با تمامى آنها از نظر خون آنها، اموال آنها، ازدواج با آنها، حيواناتى كه ذبح مىكنند، نفوذ قضاء آنها و قضاى عبادات، همانطور رفتار مىشود كه با مرتدان رفتار مىشود. اما از نظر جان با آنان مانند كافر اصلى رفتار نمىشود. زيرا امام در مورد كافر اصلى بين اين چهار روش مخير است: يا آنان را آزاد گرداند، يا از آنان فدا بگيرد،