اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٠٥ - ديدگاههاى ذهبى و ابن تيميه و تفاوت آنها
نيست كه ذهبى متهمينش را با آنها بمباران فحش نكند. اما همين ذهبى وقتى در كتاب «سير اعلام النبلاء»[١] از خيانت ملك عادل ابى بكر، برادر صلاح الدين ايوبى، ياد مىكند و مىنويسد كه وى شهر «يافا» و همچنين عوايد شهرهاى «لد» و «رمله» را تسليم صليبيان كرد و با آنها مصالحه نمود و اين كار موجب تقويت روحى صليبيان شد، پس از تعريف و تمجيدهاى فراوان از اين خائن، در مورد اين خيانت چنين اظهارنظر مىكند: فالأمر للّه همه كارها دست خداست.
همچنين وقتى در مورد خيانت مظفر الدين يونس، يكى ديگر از پادشاهان ايوبى و پيوستنش به صليبيان و شركتش در كشتار مسلمانان در جريان واقعه قلنسوه، يكى از توابع نابلس، كه طى آن هزاران تن از مسلمانان كشته شدند، سخن مىگويد، در سرزنش اين ايوبى خائن به اين جمله اكتفا مىكند: سامحه اللّه تعالى خدا از او بگذرد.[٢] ذهبى در مورد اسماعيل، يكى ديگر از ايوبيان، حتى از اين جمله هم دريغ كرده است. اسماعيل كسى بود كه عليه نزديكانش از فرنگ كمك گرفت و علاوه بر طبريه و عسقلان، قدس را نيز تسليم صليبيان كرد. در قدس اوضاع چنان شد كه راهبان بر روى «صخره» شيشههاى شراب مىگذاشتند و اذان در حرم تعطيل شد.
آرى تمام اينها، احساسات ذهبى را بر نيانگيخته و او را وادار نكرده است كه به اين خائن سخنى بگويد كه او را رنجيدهخاطر سازد، اما در عوض سراسر كتابش آكنده از دشنام به انسانهاى شريف و بزرگوار است.[٣]
يكى از سخنان نغز ذهبى كه ناشى از تعصب اوست، سخن او در توصيف
[١]ج ٢٢، ص ١١٨١.
[٢]همان، ج ٢٣، ص ١٨٥.
[٣]ر. ك: سير أعلام النبلاء، ج ٢٣، ص ١٨٨.