اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣٩٩ - بين چنگيز، هولاكو و طوسى
مىتوان گفت اولين حاكمى كه عملا پس از سقوط بغداد، شخصا قدرت را به دست گرفت، عماد الدين عمر بن محمد قضوى قزوينى بود. وى هرچند غير عراقى بود، لكن همانگونه كه گفته شد، يكى از اعضاى امت اسلامى بود كه در آن، عرب و فارس و ترك و كرد و ... شريك بودند.
همه اين حوادث، شاهد بر آن است كه دولت عراق دولتى مستقل و در امور حكومت دستش كاملا باز بوده، و مغولها را در آن دخالت نمىداد، و سيطره هولاكو نيز مانع اجراى نقشههايى كه براى پيشرفت كشور رسم مىشد، نبود.
مورخ عراقى معاصر آن حوادث، عبد الرزاق بن الفوطى كه از نزديك شاهد آن وقايع بوده، حاكم عراق را اينگونه توصيف مىكند: «وى از اعيان قزوين [و] به تديّن و حسن يقين معروف بود».[١]
بنابراين انتخاب فرمانروايان، خصوصا حاكم، بدون دليل و كوركورانه نبوده است و آنان از بين افراد بىشرم ستمگر و استثمارگران، انتخاب نمىشدند، بلكه كسانى برگزيده مىشدند كه به ثابتقدم بودن در دين و حسن يقين شهرت داشته باشند.
ابن الفوطى بعضى از كارهاى اين حاكم را در عراق عموما، و در بغداد خصوصا، اينگونه توصيف مىكند: «... خداوند آنان را به لطف خويش پاداش
بزرگترش ابقا را براى اشراف بر عراق و خراسان و مازندران و تا نهر جيحون، و پسرش يشموت را بر أران و آذربايجان، و امير تودان را بر ديار بكر و ديار ربيعه تا ساحل فرات، و معين الدين پروانه را بر آسياى صغير [ (تركيه)]، و ملك صدر الدين را بر تبريز، و امير أنكيانو را بر فارس گمارد. وى منصب صاحب ديوانى همه شهرها را به شمس الدين جوينى واگذارد، و دستش را در هر كارى باز گذاشت، و حكومت بغداد را به برادرش علاء الدين عطا ملك واگذار كرد.
و صاحب ديوان كسى بود كه در دولت، امور ادارى مالى و واردات را بر عهده داشت، ملك معادل چيزى كه امروزه به نام وزارت دارايى معروف است.
[١]المعجم. (٤/ ماده عماد الدين).