اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٦٦ - حمايت خواجه نصير الدين از كتابهاى بغداد
است: «گفته مىشود مغولها بناى طويلهها و آخور اسبان خود را به جاى آجر و خشت، از كتابهاى دانشمندان بر پا كردند».
پس از اين كتاب، ابن خلدون متوفى به سال ٨٠٨ هجرى در اين زمينه مىگويد كه مغولها بر كاخهاى خلفا و اموال آنها «و بر چيزهايى كه از حد و وصف خارج است، استيلا يافتند و كتب علمى را كه توصيف آنها غير ممكن است، در رود دجله افكندند». قلقشندى متوفى به سال ٨٢١ هجرى نيز از مخازن كتب خلفاى عباسى به هنگام حمله مغولها ياد مىكند و مىگويد: مخازن كتب علمى نيز از جمله چيزهايى بود كه از بين رفت و تمامى آثار و نشانههاى آن به نابودى كشيده شد. ابن تغرى بردى متوفى به سال ٨٧٤ هجرى از كتابهاى موجود در كتابخانههاى بغداد چنين ياد مىكند كه آنها به آتش كشيده شدند. وى اضافه مىكند كه: مغولها پلى ساختند و به جاى آجر، از آن كتابها استفاده كردند، و بالأخره مىگويد: «و موارد ديگرى هم گفته شده است». متن عجيبى نيز از مورخى مكى متوفى به سال ٩٨٨ يا ٩٩١ هجرى وجود دارد كه بغداد را كنار فرات- به جاى دجله- قرار داده و جريان را چنين نقل مىكند: مغولها كتابهاى موجود در بغداد را در رود فرات افكندند. اين كتابها به قدرى زياد بودند كه از آنها پلى درست شد پياده و سواره از آن عبور مىكردند و رنگ آب به واسطه مركّب كتابها به سياهى گراييد.
اينها مهمترين منابعى بودند كه مغولها را كه در سال ٦٥٦ هجرى به بغداد حمله كردند، به واسطه از بين بردن كتابها و مخازن آن به محاق مىكشند. البته اين مطالب قابل مناقشه است و ما به زودى پس از اشارهاى مختصر به منابعى كه در مورد سرنوشت اين كتابها در جريان سقوط بغداد، سكوت اختيار كردهاند، مناقشهاى را كه در مورد مطالب فوق داريم، ارائه خواهيم كرد و چه بسا