اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٣١٧ - درباره اسماعيليان
به او و ديگران بهعنوان پاسخ به اين كلام او كه گفته است: «پيروزى از آن كشمكش قومى شد» مىگوييم: قوميت قلابى است كه به آن تمامى گناهان و جناياتى را كه ستمگران در مورد مردم بيچاره ستمديده و ناتوان مرتكب شدهاند، آويزان مىكنيد.
استاد سماك بايستى سخن تاريخ را در مورد كسانى كه قوميت را پديد آوردند و پايههاى آنرا بنا نهادند بشنود.
ابو الفرج اصفهانى مىنويسد:
«ريشه اين رسوايىها (رسوايىهاى عرب) زياد بن ابيه است. زيرا چون او ادعا كرد كه به ابى سفيان منتسب است و مىدانست كه عرب با توجه به آگاهى از نسب و خرابكارىهاى او، زير بار اين ادعا نمىرود، كتاب «المثالب» را نگاشت و هر عيب و ننگ و حق و باطلى كه بود به عربها چسباند.»
ابو عبيد البكرى نيز در «شرح امالى القالى» همين كلام را تكرار كرده است.
ابن قتيبه دنيورى مىگويد:
«وقتى معاويه زياد را به ابو سفيان نسبت داد، و طعن و بدگويى مردم نسبت به او فراوان شد، زياد كتابى در معايب فرزندش نوشت و گفت:
هركس شما را نكوهش كرد، شما هم آنان را با كمبودهايشان مذمت كنيد. و هركس حرف زشت به شما زد شما هم با ذكر معايبشان آنها را را غافلگير كنيد. زيرا بدى با بدى نفى مىشود و آهن با آهن از كار مىافتد.»
اين نويسندگان نوشتهاند كه هيثم بن عدى- كه زنازاده بوده- و ابا عبيده معمر بن مثنى- كه ريشه يهودى داشته- از كتاب زياد براى اهانت به عربها