اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ١١٣ - گفتگويى درباره چنگيز
رساند، مطالبى بود كه ما را بر آن داشت در مورد آن چنين اظهارنظر كنيم:
حمله مغول به سرزمينهاى اسلامى و غير اسلامى اولين حملهاى نبود كه حملهكنندگان ددمنشانه و با بىرحمى تمام، به جان مردم افتادند بلكه در گذشتههاى دور نيز بشر شاهد چنين يورشهاى خونين بود و همواره از آن رنج مىبرد.
در برهههاى مختلف تاريخ، از آن سلسله كوههاى موجود در شرق آسيا و سرزمينهاى عريض و طويلى كه امروزه جمهورى مغولستان را تشكيل مىدهد، گروهى از اقوام بىرحم و تسلطجو برخاستند كه حياتشان با حملههاى خشونتبار همراه با قتل و غارت همسايگانشان در چين و تركستان، تأمين مىشد. بىرحمى آنها به گونهاى بود كه هرگاه جماعتى از آنها نيازمند مايحتاج زندگى مىشدند، بر قتل و غارت گروهى ضعيفتر از خود، باكى نداشتند. قبايل هون در قرن سوم قبل از ميلاد كه با نهايت وحشىگرى و ددمنشى اروپا را زير پا گذاشتند و گوتهاى ژرمنى را از سر راه برداشتند و موجب شدند كه ترس و وحشت سراسر اروپا را فرا گيرد، از سنخ همين گروههاى خونآشام بودند.
در بين قرن ششم تا هشتم ميلادى، آسيا از جانب قبايل مغولى تليو كه در كرانههاى رودهاى اورخون و تولا يعنى همان جايى كه امروزه «اولان بانور» پايتخت مغولستان قرار دارد، ساكن بودهاند، شاهد مصائب فراوانى بوده است.
قبايل تليو بر مناطق دوردست اطرافشان مسلط شدند و با اهالى آن مناطق و طوايف گوناگون آن به طرز بىرحمانهاى رفتار نمودند. خود اين قبايل نيز زير بار حكومت جبار بىرحمى قرار داشتند.
سلطه در اين مناطق از آن طبقه مشخصى بود كه به غنائم و اموال دست