اسماعيليان و مغول و خواجه نصير الدين طوسي - حسن امین - الصفحة ٢٠١ - سرزمينهايى كه مغولها از آن گذشتند
نقطهاى از نقاط اين راه كه اينك ميان طراوت مزارع و شكفتن شكوفهها در حال طى كردن آن هستيم، آرى در يكى از نقاط اين مسير، اين فاجعه وحشتناك روى داد.
به راهمان ادامه داديم تا به شهر ابهر برسيم. درست است كه مسير ابهر اين فجايع و كشتار را به ياد انسان مىآورد و در ذهن انسان به تصوير مىكشد، اما با رسيدن به ابهر چيز ديگرى نيز به ذهن انسان مىآيد، كه انسان را به صفاى روح، بيدارى ضمير و سرورش باز مىگرداند. در اينجا چه علماى بزرگى بودند كه خالصانه در راه علم قدم برداشتند و خود را وقف آن كردند و چه رنجها و بلاهايى كه در تحصيل آن متحمل شدند. آنها در تلاش براى تحصيل علم، زمين را گشتند و از دورترين مكان به دورترين مكان رفتند تا حديث و روايتى از راوى و محدثى بشنوند.
يكى از اين افراد، على بن حسين بن هبة اللّه معروف به ابن عساكر (٤٩٩- ٥٧١ ه، ١١٠٥- ١١٧٦ م) فرزند دمشق و دستپرورده آن است. وى كه محدث و مورخ دمشق است، اين شهر را ترك مىگويد و براى تحصيل علم و ديدار دانشمندان بار سفر مىبندد و از شهرى به شهر ديگر تردد مىكند. او براى سفر به خراسان از راه آذربايجان و خوى، تبريز و مرند عبور مىكند و به تصريح مورخان از اساتيد اين بلاد استفاده كرده، سپس به زنجان و ابهر مىآيد و در ابهر از شيخ ابى القاسم حمامى و طبق روايت راويان، در زمينه شعر نيز مقدارى از هبة الدين ابى هيجا استفاده مىكند.
به ابهر رسيديم. ابتدا از باغهاى آن عبور كرديم آنگاه بزرگراه بخش جديد شهر را در نور ديديم. هيچ توقفى نداشتيم بلكه راه را با اميد اينكه روزى دوباره به آن بازگرديم، شتابان طى كرديم.